معنى لغات : « شَاقُّوا » از مصدر مشاقّه بمعنى دشمنى و ناسازگارى « لِينَةٍ » انواع خرما بجز عجوه كه آن پر شده در غلاف است و ناپسند . « أَفاءَ » از فيئ به معنى غنيمت و خراج يعنى مالى را غنيمت و بهره قرار داد . « أَوْجَفْتُمْ » از اوجف يعنى تند دواندن اسب و بتندى حركت دادن و مضطرب كردن . « دُولَةً » با ضم دال آنچه دست بدست مىدهند ، سرمايه ، چيرگى . « متصدّع » متفرّق و پراكنده « قدّوس » پاكيزه از هر نقص و عيب . « مهيمن » از نامهاى خدا است به معنى آسوده كننده از گرفتارى يا بمعنى شاهد و دست اندركار روزى و مرگ آدميان و يا امين و درستكار شمرده شده .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان مهربان بمؤمنان
1 آنچه در آسمانها و زمين است ز هر زشتى و كمى خداى را پاك شمرد كه او عزيز است و حكيم
2 و همو است كه كافران يهود را براى نخستين نمونه ى رستاخيز از خانمان بدر كرد . يا بأوّلين نوبت از شهر و ديارشان دربدر كرد چه آنها مىپنداشتند قلعه هاشان جلوگير سرنوشت خداوندى است و شما مسلمانان گمان نمىبرديد كه از جايگاه خود برون شوند . پس از آن سوى كه خود گمان نداشتند فرمان حقّ بر سرشان آمد و چنان ترسى در دلهاشان فكند كه با دست خود و بدست مسلمانان خانه ها ويران مىكردند . پس اى خردمندان پند گيريد [ و قدرت حقّ بدانيد ]
3 و اگر خداوند دربدرى بسرنوشتشان نكرده بود البتّه [ همچو بنى قريظه ] به دنيا گرفتارشان مىكرد و بسراى ديگر آزار آتش نصيبشان بود
4 - اين گرفتاريها از آنرو است كه با خدا و پيغمبر معارضه كردند و هر كس چنين كند به سختى آزار بيند .
5 بدانيد كه آنچه از خرما بنانشان بريديد و بجاى گذارديد همگى بفرمان حقّ بود تا [ از هر راهى شود ] بدكاران را خوار و بيچاره كند
6 و آنچه از اموال ايشان خدا به پيغمبرش بخشيد شما را در آن رنجى نبود و اسب و شترى به گرفتنش نتاختيد . [ پس آن غنيمتها ويژه ى پيغمبر است ] و خداوند بر هر كه خواهد پيغمبرش را چيره كند كه او بهر چيزى توانا است
7 و هر چه خدا از
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢١٥