تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
در نتيجه ى حدس و انديشه است و مخصوص آدمى است . 3 - آيت 79 « لا يَمَسُّه - الخ » شايد علاوه بر آنچه ديگران گفته‌اند و نقل كرديم بتوانيم اين نتيجه را هم بگيريم كه مقصود از « يَمَسُّه » اعمّ از حسّى و خيالى و عقلى باشد يعنى نزديكى و بقول عوامانه ( كه مىگويند : با او تماس بگير و بگو ) تماس با قرآن و سر و كار داشتن با آن فراهم نمىشود مگر براى مطهرون و معنى اين كلمه را هم اعم بگيريم از طهارت ظاهرى و باطنى و فكرى و در نتيجه معنى بسيار وسيعترى از آيه استفاده كنيم و بگوئيم : اگر كسى بدل پاك بود و انحراف فكرى و غرض مخالفت و كارشكنى نداشت مىتواند به قرآن نزديك شود و از آن بهره ببرد چنان كه از آغاز پيدايش آن چنين بود كه پاكدلان مؤمن شدند و از آن بهره بردند و تيره دلان با آنكه آن را مىپسنديدند نمىپذيرفتند چنان كه نقل كرده‌اند اميّة ابن خلف از دشمنان سرسخت پيغمبر كه گويا در احد بدست خود آن حضرت كشته شد ، شبها كه پيغمبر ( ص ) قرآن مىخواند او از پشت ديوار به آن گوش فرا ميداد و چون كافران بر كارش سرزنش مىكردند مىگفت سخنش دلپذير است . و با اينكه از سوى حس و شنوائى آن را مىپذيرفت چون پاكدل نبود مس قرآن نكرد و به آن نزديك نشد مثل ديگر همفكران خود ، و نيز آنكه به ظاهر و بدن پاك نباشد نبايد با قرآن پساوش كند . 4 - آيت 95 « إِنَّ هذا لَهُوَ - الخ » جز آنچه از مفسّرين صوفى مشرب نقل شد شايد چنين استفاده شود : بسا مىشود آدمى در دنباله ى شنيده ى از خانواده يا مردم يا خوانده ى در كتابها به چيزى يقين مىكند كه بر خلاف واقع است يعنى آزمايش و زندگى و روش بر خلاف آن است چنان كه همه روزه چندين مطلب بر خلاف همين علم و تجربه و عمل عمومى مىشنويم و گوينده كمترين ترديد و دو دلى در آن ندارد و باصطلاح در جهل مركب فرو رفته است ، و در برابر اين گونه علم و يقين يك حقيقت و استوارى هست كه با علم و جهل و شكّ و يقين كس كار ندارد . چنان كه كوهها موجوداتى ثابت و استوار هستند ، و اگر كسى در