تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
نُوراً نَهْدِي بِه مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 52 ) صِراطِ اللَّه الَّذِي لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّه تَصِيرُ الأُمُورُ ( 53 ) معنى لغات : « مقاليد » كليدها . « جوار » جمع جاريه بمعنى كشتى . « يوبقهن » از مصدر وبق بفتح اوّل و دوّم بمعنى هلاك و نابودى . ترجمه : بنام خداى بزرگ بخشش مهربان 1 حم . 2 عسق . 3 بمانند اين حروف و جمله ها خداوند داناى گرامى بسوى تو و پيغمبران گذشته وحى مىكند . 4 همان خداى كه از او است آنچه در آسمان است و زمين و برتر است و بزرگوار . 5 كه در برابر بزرگى او اين آسمانهاى از زبر يكدگر آماده ى شكافتن است ، و فرشتگان بستايش پروردگار خود تسبيح كنند و براى آنها كه در زمينند آمرزش طلبند . پس خبردار باش كه خداوند با اين [ توانائى و بزرگى ] اصل آمرزش است و مهربانى 6 و آنها كه جز خداوند براى خود دوستانى گرفتند او خود نگهبان فكر و كارشان است و تو را بر آنها نگماشتيم . 7 و به اين جور قرآن عربى را به تو الهام كرديم [ كه به انديشه ى كفر و دين شان نباشى ] و مردم مكّه و آنكه بيرون از آنجاست بيم دهى از روز فرا همى آدميان كه ناگزير دسته اى ببهشت و گروهى به آتش روند . 8 و البتّه اگر خدا بخواهد همه را يك دسته كند و بيك گونه آفريند ولى [ آفرينش آدمى چنين است ] كه هر كه را بخواهد برحمت خود در آورد و آنها كه ستمكارند نه دوستى دارند و نه ياورى . 9 پس چرا جز خدا دوستانى گرفتند با اينكه او است دوستى كه مردگان زنده كند و بهر چيز توانا باشد . [ اى محمّد اكنون يادآورى كن كه چون خدا دوست توانا است ] 10 اگر به چيزى هم آهنگ نشديد و اختلاف كرديد دستور آن با خدا است كه حاكم اين ناسازگاريها پروردگار من است كه توكّلم به او است و روى دل به دو دارم 11 همو كه پديد آرنده ى آسمانها و زمين است و از خودتان جفتها برايتان آفريد و هم از چهار پايان نر و ماده كرد و