معنى لغات : « الْمَنَّ وَالسَّلْوى » در سوره ى بقره مفصّل گفته شد كه مقصود چيزى است همانند ترنجبين و مرغ بلدرچين ، « اوزار » جمع « وزر » چيزهاى زيادى ، چيزهاى سنگين ، « خوار » آواز گاو ، « ترقب » از مصدر رقوب با ضمّ اوّل و دوّم و رقابة با كسر اوّل بمعنى حراست و مواظبت . « مساس » در قاموس بهر سه حركت حرف اوّل گفته است از مصدر مسّ بمعنى پسودن و دو كلمه ى « لا مساس » يعنى با من تماسّ مكن و من هم با تو تماسّ نميكنم و نه بپساى و نه بپسايم . « نسفا » خرد كردن ، از ريشه كندن ، غربال كردن . « قاع » زمين هموار كه در آن كوه و تپه نباشد ، « صفصف » زمين صاف ، پست هموار ، « امت » جاى بلند ، ناتوانى ، دو - دلى و شكّ ، « همس » آهسته ترين صدا ، « هضم » شكستن ، هضم كردن ، عصب كردن ، « تضحى » از مصدر « ضحا و ضحاء » بمعنى بآفتاب رفتن و مكشوف شدن .
« يخصفان » از مصدر « خصف » بمعنى چسباندن و بر هم منطبق كردن .
ترجمه :
[ از پس نابودى فرعون گفتيم ] 80 اى بنى اسرائيل [ به هوش باشيد كه چگونه ] شما را از شرّ دشمن آسوده كرديم و با [ پيغمبر ] شما وعده كرديم كه در سوى راست كوه طور [ با او سخن گفتيم ] و ترنجبين و مرغ براى شما فرستاديم
81 پس از اين خوراكيهاى لذيذ بخوريد كه روزى شما كرديم و در آن ناشكرى ، و طغيان نكنيد كه خشم من بر شما جايگير شود ، و هر كه خشم من او را گرفت فرو افتاده است و بگودال جهنّم شده
82 [ ولى ] من البتّه آمرزندهام آن را كه توبه كرد و مؤمن شد و نيكوكارى پيشه كرد و سپس هدايت شد و راه راست پيش گرفت
83 و [ چون موسى براى مناجات حاضر شد به او گفتيم ] اى موسى چه چيز تو را وادار كرد كه شتاب كردى و از مردم خود [ جلو افتادى ] ؟
84 گفت آنها همينها هستند كه در دنبال من هستند و خود بسوى تو شتاب كردم تا رضاى تو بيابم
85 خدا - گفت : امّت تو را پس از آنكه از آنها جدا شدى ما آزموديمشان و سامرى گمراهشان كرد
86 پس موسى برگشت به طرف مردم خود اندوهناك و خشمگين و گفت : اى مردم مگر خدايتان بشما وعده ى خوب و مساعدت نداد ؟ مگر آن وعده ى برگشت و قرار داد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١١٦