هستند و چون دين اسلام براى تكميل توحيد و فضايل انسانيّت است پس به تمام رهبران به آن معتقد هستند و آن را قبول دارند .
3 - جمله « يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً » مىفهماند وظيفهى هر كس باندازهى استعداد او است و نتيجهاش نيز باندازهى عمل به آن وظيفه و يا تخلف از آن است . اين است كه وظيفهى همهى مردم يك نواخت نيست و در مجازات از تخلَّف وظيفه مساوى نيستند و در بهرهى از عمل خود نيز برابر نمىباشند .
4 - پس از توضيح اين حقايق با جملههاى « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا » تا آخر ياد ميدهد :
در برابر تخلف از وظايف خود چه طور فكر كنيد و بچه وسيله وجدان را آرام كنيد و خود را تربيت نمائيد اوّل خواهش گذشت از خطا و فراموشى يادآورى شده است با اين كه در برابر اينها بازخواست نيست زيرا كه تقصير نيست ولى چون هر چيزى را كه انسان فراموش كند يا بخطا و لغزش انجام دهد در نتيجه او محروم است اگرچه مسئول نباشد از اين جهت يادآورى شده است كه خطا و فراموشى را سبك نشماريد و بفكر آن باشيد كه در آينده تكرار نشود و بوسيلهى دعا و مواظبت از كار خود ، گذشته را جبران نمائيد و در مرتبهى بعد بگذشتگان و بمشكلاتى كه يهود قديمى و عرب جاهل در زندگى بواسطهى نادانى و ضعف گرفتار شده بودند توجّه ميدهد كه در فكر باشيد و از شرايط زندگى غافل نباشيد تا آسوده خاطر بمانيد و از خدا بخواهيد كه پيوسته مشمول رحمت باشيد يعنى از چيزهاى منفى و مضرّ به حال خود محفوظ بمانيد و از آنچه مثبت و مفيد براى شما است بهرهمند شويد . و در پايان مطلب اصل همهى بهرهها را يادآور شده است كه چيرگى بر كافران باشد و چون يارى خدا يعنى استفاده از همهى آنچه براى انسان ممكن است پس راهنمائى شده است كه از او يارى بخواهيد و پيوسته با فكر و عمل خود پى نصرت خداوندى باشيد كه اساس همهى موفقيّتها است .
پايان سورهى بقره - نهم آبانماه هزار و سيصد و سى و شش شمسى هجرى ابراهيم - عاملى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 620
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٢٠