و حضرت عيسى عليه السّلام بحواريين فرمود كه حق را بشما ميگويم بدرستى كه بالا نميرود به آسمان مگر همانچه از آن فرود آمده « 1 »
هامش
( 1 ) فرموده است شيخ ابو عبد اللّه مفيد كه كلام ابى جعفر ابن بابويه در باب نفس و روح بر طريقه حديث است نه تحقيق و اگر اختصار مينمود ابو جعفر بر همان احاديث و ذكر معانى آنها نمينمود بود سالمتر از براى او از داخل شدن درى كه تنگست از او رفتن آن ، بعد از آن فرموده است شيخ مفيد ره كه نفس عبارتست از چند معنى ، يكى از آن معانى ذات هر چيز است و معنى ديگر خون جهنده و معنى ديگر نفسى كه آن هوا است ، و معنى چهارم خواهش و ميل طبع است .
اما شاهد بمعنى اول پس آن قول عرب است كه : اين نفس شىء است يعنى ذات آن و خود آنست و شاهد بمعنى دوم قول ايشان است كه : هر آنچه نفس سائله دارد حكمش چنين و چنين است و شاهد معنى سوم آنست كه گويند : فلان كس هلاك شد نفس آن هر گاه منقطع گردد نفس او و باقى نماند در جسمش هوائى كه بيرون آيد از حواسش و شاهد معنى چهارم قول خداوند تعالى است كه :إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ( سوره يوسف آيهء 53 ) يعنى هوا و خواهش خواننده است بقبح و گاهى تعبير مىشود بنفس از نقمت و خشم ، و فرموده است خداوند تعالى كهوَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ( سورهء آل عمران آيهء 27 و 28 ) يعنى حذر ميفرمايد شماها را خداوند از خشم و عقاب خود .
بعد از آن شيخ مفيد ره فرموده است كه ، و اما روح پس آن عبارت از چند معنى است يكى از آنها حيوة است و دوم قرآن و سيم ملائكهء از ملائكههاى خداوند تعالى و چهارم جبرئيل عليه السّلام است .
پس شاهد معنى اول قول ايشانست كه ميگويند : هر ذى روحى حكمش چنين و چنين است ، قصد ميكنند كه هر صاحب حياتى ، و قول ايشانست در كسى كه بميرد كه بيرون رفته است از او روح قصد ميكنند حيات را ، و قول ايشان است در چنين كه : صورتى است كه داخل نشده است آن را روح قصد ميكنند كه حلول ننموده است آن را حيات .
و شاهد معنى دوم قول خداوند تعالى است :وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا( سورهء شورى آيهء 52 ) يعنى و همچنين وحى ميفرستيم بسوى تو اى محمد صلى اللّه عليه و آله روحى را . يعنى قرآنى را از امر ما و شاهد معنى سوم قول حق تعالى است كه :يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ( الى آخر الآية ) ( سوره نبأ آيه 38 ) يعنى روزى كه برپا ايستد روح يعنى آن ملك مخصوص و بر پاى ايستند ملائكه