تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اينست معنى قول الهى .
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
( سوره فجر آيه 13 ) بدرستى كه پروردگار تو هر آينه در كمينگاه است . و حق تعالى ميفرمايد : بعزت و جلالم قسم كه از من تجاوز نمينمايد ظلم هيچ ظالمى و اسم عقبه‌اى از آنها رحم است و نام عقبه‌اى امانت است و اسم عقبه‌اى نماز و باسم هر فريضهء و امرى و نهيى عقبه‌ايست كه بنده نزد آن محبوس مىشود و اللَّه اعلم .

باب ( بيست و هشتم ) اعتقاد در حساب و ميزان

ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد : « 1 » اعتقاد ما در باب حساب اينست كه آن حقست ، بعضى حسابها را حقتعالى خود ميرسد ، و بعضى را حجتهاى خدا صلوات اللَّه عليهم ميرسند ، حساب انبياء و رسل و ائمه را حقتعالى خود
هامش
( 1 ) فرموده است شيخ مفيد رحمه اللّه تعالى كه حساب مقابل نمودن است ميانهء عملها و جزاء بر آنها و نگاه داشتن بنده است بر آنچه از او تفريط و تقصير شده است ، و سرزنش نمودن او است بر بديهاى او و ستودن او است بر نيكيهاى او و معامله نمودن است در آن باستحقاق او ، و نيست حساب چنان كه رفته‌اند عامه از مقابل نمودن حسنات بسيئات و هم وزن نمودن آن دو بجهة استحقاق ثواب و عقاب بر آنها ، زيرا كه تحابط اعمال يعنى از پاى هم در رفتن آن‌ها صحيح نيست و مذهب معتزله در آن باطل است و ثابت نميباشد و آنچه اعتماد مينمايند آن را حشويه در معنى آن معقول نمىباشد . و موازين تعديل نمودن ميانه اعمال و جزاء بر آنها است و قرار دادن هر جزائى در جاى خودش و رسانيدن هر صاحب حقى را بسوى حقش پس نيست معنى آن بر آنچه رفته‌اند بسوى آن حشويه از آنكه در قيامت ترازوهائى است مانند ترازوهاى دنيا از براى هر ترازوئى دو كفه باشد گذارده شود عملها در آنها ؛ زيرا كه عملها اعراض ميباشند يعنى نه جواهر و نه اعراض صحيح نميباشد وزن نمودن آنها و جز اين نيست كه اعمال موصوف ميگردند بثقل و خفت بر وجه مجاز و مراد به ثقل و خفت اعمال كه ثقيل آن‌ها آنهائى است كه بسيار بوده باشد قدرش و مستحق ثواب بزرگ باشد و حقيقت آنها آن چيزى است كه كم بوده باشد قدرش و مستحق ثواب بسيار نميباشد . و خبرى كه وارد شده است كه امير المؤمنين عليه السّلام و امامان از ذريهء او عليهم السّلام ايشانند موازين ، پس مراد از اين خبر آن است كه ايشانند تعديل‌كننده و سنجنده ميان اعمال و آنچه مستحق ميباشند بازاء آنها و ايشانند حكم‌كنندهء در آن‌ها به آنچه واجب و عدل مىباشد ، و گفته مىشود كه فلان كس نزد من در ميزان فلان كس است ، قصد مىشود به آن كه نظير آن كس است و گفته مىشود كه كلام فلان كس نزد من وزن‌دارتر است از كلام فلان كس و مراد به آن آن است كه كلامش بزرگتر و برتر است از حيثيت قدر . و آنچه ياد نموده است خداوند آن را و ترسانيده است از آن جز اين نيست كه آن نگاهداشتن بر اعمال است بجهة آنكه او مطلع است بر اعمال بنده و خلاصى نخواهد جست بنده از و بال آن‌ها ، يعنى آنكه خداوند مطلع نگردد بر آن و هر كس را كه خدا درگذرد از او در آن رستگار شود بنجات و هر آن كس كه سنگين باشد ترازوهايش بسبب بسيارى استحقاقش ثواب را پس اين گروه ايشانند رستگاران و هر آن كس كه سبك باشد ترازوهايش بسبب كمى اعمالش از طاعات پس اين گروه كسانىاند كه زيان نموده‌اند نفسهاى خود را ، و در جهنم مخلدند و قرآن جز اين نيست كه فرود آمده است بلغت عرب و بر وفق حقيقت آن و مجاز آن و فرود نيامده است بر لفظهاى عوام و آنچه پيش گيرد بسوى دلهاى ايشان از باطل - مفيد -