تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

مبحث سى و يكم داستان دينارى كه حضرت على ( عليه السّلام ) آن را پيدا كرده بود

« 540 » خوارزمى از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه گفت : على عليه السّلام به شدت نيازمند بود و هيچ چيزى در اختيار نداشت ، براى رفع احتياج از منزل بيرون رفت به اين باور كه شايد مالى به دست آورد . در بين راه دينارى يافت و براى پيدا كردن صاحب آن به اطلاع عموم رساند ، اما كسى پيدا نشد كه بگويد آن دينار از اوست و يا اينكه آن را بشناسد . فاطمه عليها السّلام از جريان آگاه شد و عرض كرد : اكنون كه صاحبى ندارد ، اين دينار را به خود اختصاص بده و مقدارى آرد براى ما تهيه كن ، اگر بعدا صاحبش پيدا شد ، عوض آن را به او بازگردان . على عليه السّلام از منزل خارج شد تا با آن آرد خريدارى كند . پس به نزد كسى كه مقدارى آرد در اختيار داشت رفت و از او بهاى آرد را پرسيد ؟ صاحب آرد مقدار و بهاى آرد را گفت ، حضرت فرمود : آرد را برايم وزن كن و در مقابل دينار را به او داد ؛
هامش
( 540 ) . مناقب ابن مغازلى ، ص 366 ، حديث 414 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل 19 ، ص 230 ، چاپ نجف و ص 320 ، چاپ قم ، حديث 328 ؛ سنن ابو داود ، ج 2 ، ص 137 ، ح 1714 و 1715 ، با اندكى اختلاف ؛ مختصر سنن ابو داود حافظ منذرى ، ج 2 ، ص 271 ، حديث 1640 و 1641 ؛ احقاق الحق ، ج 8 ، ص 708 .