پدرش كيست ؟ گفتم : محمد بن على بن عبد اللَّه بن عباس ، آنگاه به نقل روايت پرداختم كه ابن عباس گفت : من و جماعتى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشرف بوديم كه ناگهان فاطمه عليها السّلام در حالى كه اشك مىريخت به حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيد ، آن جناب پرسيد دخترم چرا گريانى ، اميدوارم هرگز چشم تو را گريان نبينم ! عرض كرد : پدر جان ! حسن و حسين از بامداد تا به حال ناپديد شدهاند و از آنها اطلاعى ندارم ، در منازل همسران شما و جاهاى ديگر نيز از آنها جستجو كردم و اثرى از آنها نيافتم ، و پنج روز است كه على به آبيارى درختان مشغول است و به خانه بازنگشته ، تا از آنها تفحص نمايد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به ابو بكر كه در سمت راستش نشسته بود ، دستور داد ، تا به جستجوى آنان برخيزد و به عمر و سلمان و ابو ذر و گروهى از ياران كه وقتى آنها را شمارش نموديم هفتاد نفر مىشدند فرمود : برخيزيد و از نور ديدگانم خبرى بياوريد ! ياران پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم همگى به تفحص پرداختند ، اما آنها را نيافته و بدون هيچ گونه اطلاعى بازگشتند ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين حادثهء غير منتظره آزرده خاطر گرديد و براى دعا و نيايش راهى مسجد شد و در آنجا دست به دعا برداشت و عرض كرد : پروردگارا ! به حق ابراهيم خليلت و به حق آدم صفيّت اگر نور ديدگان و ميوههاى قلبم ، راه دريا و يا خشكى در پيش گرفتهاند ، آنها را محافظت نما و سالم به من بازگردان ! در آن حال جبرئيل عليه السّلام نازل شد و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! پروردگارت تو را درود مىفرستد و مىفرمايد : هيچ گونه اندوهى در بارهء آنها به خويش راه مده ، آن دو كودك در دنيا و آخرت صاحب فضيلتاند و جايگاه آنان در بهشت است . هم اكنون فرشتهاى بر آنها موكّل نمودهام تا در خواب و بيدارى نگهبان آنها باشد ! رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين مژده بسيار شادمان گرديد و به راه افتاد ، در حالى كه جبرئيل امين در سمت راست و مسلمانان دور وى بودند و به باغ بنى نجار رفتند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر آن فرشتهء موكّل درود فرستاد ، سپس بر سر زانو به زمين نشست و ديد حسن عليه السّلام دست بر گردن حسين عليه السّلام انداخته و هر دو به خواب رفتهاند و آن فرشته يك بال خود را زير انداز و بال ديگرش را روانداز آنان قرار داده است ، و آن دو هر يك لباس بلند از پشم و يا مو ، بر تن داشتند و اثر مداد بر
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٣١