تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
على در پيشگاه پروردگار ، نورى بوديم كه بر جهان آفرينش پرتو افكنده بوديم و اين نور چهارده هزار سال پيش از خلقت آدم ، خداى را تسبيح و تقديس و در آن هنگام كه خداى متعال ، آدم را آفريد اين نور ، به صلب او انتقال يافت و در فاصلهء طولانى بين ما و آدم ، در اصلاب طاهره ، با هم بوديم ، تا در صلب عبد المطلب به دو جزء ، يكى من و ديگرى على ، از يك ديگر جدا شديم . « 10 » حديث ديگرى از سلمان نقل شده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : من و على نور واحدى در پيشگاه الهى بوديم ، چهارده هزار سال ، پيش از آفرينش آدم ؛ پس آن هنگام كه خداوند آدم را آفريد ، اين نور را در صلب او قرار داد ، سپس از صلب وى دو قسمت گرديد قسمتى از آن به صلب عبد اللَّه و قسمت ديگر به صلب ابو طالب منتقل گرديد ، پس على از من و من از على هستم ، گوشت او گوشت من و خون او خون من است ، از اين رو هر كس على را دوست مىدارد به محبت من ، او را دوست داشته و هر كس با او دشمنى ورزد ، علتش آن خصومتى است كه با من در دل دارد .

بخش پنجم توسل آدم به او كه در تورات مكتوب است .

« 11 » خوارزمى از ابن عباس بازگو نموده كه از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در بارهء كلماتى كه آدم
هامش
( 10 ) . مناقب خوارزمى ، ص 88 ؛ مقتل خوارزمى ، ص 50 . ( 11 ) . اين حديث را در مناقب نيافتم ، امّا در كتب سلف وجود دارد ، مانند : درّ المنثور ، ج 1 ، ص 60 ؛ برهان ، ج 1 ، ص 86 و 89 به شمارهء 2 و 5 ، دريافت كرد و به وسيلهء آنها توبه نمود ؛ ص 379 فصل 36 ، حديث 745 ، مناقب ابن مغازلى ، ص 63 ، شمارهء 89 ؛ ينابيع المودة ، باب 24 ، ص 96 ؛ احقاق الحق ، ج 2 ، ص 960 و ج 9 ، 104 و 106 و ج 14 ، ص 148 .