تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
شدند و فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را گردن نهادند ، اما تعداد ديگرى كه سركردهء آنان عمر بن الخطّاب بود ، همچنان بر مخالفت اصرار داشتند وقتى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از احرام مجدّد آنها آگاه شد ، عمر را طلبيد و فرمود : براى چه در احرام مانده‌اى ؟ آيا قربانى با خود آورده‌اى ؟ گفت : نه ، فرمود : چرا با دستور من مخالفت مىكنى ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! به خدا سوگند ، هرگز محل نخواهم شد با اين كه تو در حال احرامى ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با ناراحتى كه از گفتهء او داشت ، به عمر فرمود : هرگز به اين دستور [ يعنى عمرهء تمتع ] ايمان نخواهى آورد و همچنان با اين عمل تا پايان عمر ، مخالف خواهى بود ، به همين علت بود كه عمر هماره بر گفته‌اش اصرار داشت تا جايى كه در زمان خلافتش بر منبر نشست و مخالفت با اين فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به مردم اعلان نموده و مردم را بر ترك اين مخالفت تهديد نمود . « 311 » پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چون اعمال حج را به جا آورد با ساير مسلمانان همراه خويش به سوى مدينه حركت كرد ، تا اين كه به غدير خم رسيدند و با توجه به اين كه سرزمينى خشك و بىآب و علف و در صلاحيت فرود آمدن كاروان نبود ، اما با صدور فرمان اكيد و نزول آيهء شريفهء : «
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
» : « 1 » اى پيامبر ، آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‌اى و خداوند تو را از [ گزند ] مردم نگاه مىدارد . زيرا خداوند مىدانست كه اگر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از غدير خم عبور كنند و در آنجا توقف نكنند ، مردم از اطراف او پراكنده مىشوند و هر كس به شهر و ديار خويش مىرود .
هامش
( 311 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، فصل پنجاه ، باب دوم ، ص 163 ، با اضافات و اختلاف در بعضى الفاظ ؛ مناقب خوارزمى ، فصل چهاردهم ، ص 94 ، با اختصار ؛ كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 237 ، با اختلاف در الفاظ و تقديم و تأخير ، در بعضى جمله‌ها . ( 1 ) . مائده ( 5 ) ، 67 .