تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
مىاندازم و نه به جانبدارى آنها برمىخيزم [ يعنى نه بىجهت كسى را ترفيع و نه بىدليل تنقيص مىكنم ] آنچه مىگويم از جانب پروردگار است كه به ابلاغ آن مأمورم ، اين جبرئيل پيام‌آور پروردگار است كه به من مىگويد : سعادتمند به مفهوم گسترده‌اش ، آن كسى است كه على را چه در دوران حيات و چه بعد از وفات دوست داشته و محبت وى را در دل قرار داده باشد و نيز شقى و تيره‌بخت به تمام مفهوم كلمه آن فردى است كه با على چه در زمان حيات و چه در عالم ممات دشمنى نموده و بغض او را در دل ، جاى داده باشد . « 298 » و از كتاب كفاية الطالب حافظ شافعى ، از عبد اللَّه بن عباس نقل شده در حالى كه بينايى خود را از دست داده بود و سعيد بن جبير عصاى او را به دست داشت كه بر كنارهء چاه زمزم به گروهى از مردم شام كه على عليه السّلام را دشنام مىدادند ، عبور كرد ، چون عبد اللَّه سخن آنان را شنيد به سعيد گفت : مرا به ميان آنها برگردان ، همين كه به ميان آنها رسيد گفت : كدام‌يك از شما ، خدا را دشنام مىدهيد ؟ گفتند : سبحان اللَّه ! هيچ يك از ما خدا را دشنام نمىدهد ، گفت : دشنام دهندهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در بين شما كيست ؟ گفتند : سبحان اللَّه ! ما هرگز پيامبرمان را دشنام نمىدهيم ! گفت : آن كه على را در ميان شما دشنام مىدهد كيست ؟ گفتند : آرى ما على را ناسزا مىگوييم ! ابن عباس گفت : شهادت مىدهم كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم و قلبم آن را نگهداشته كه به على عليه السّلام فرمود : يا على هر كس تو را دشنام دهد ، مرا دشنام داده و هر كس به من ناسزا گويد ، خدا را ناسزا گفته است ! و هر كس خدا را ناسزا و دشنام دهد ، خداوند او را به رو ، به آتش دوزخ مىافكند ! سعيد گويد : ابن عباس اين سخن را به آنها گفت و از شدّت خشم و ناراحتى از آنها روى برگرداند و از آنجا گذشت .
هامش
( 298 ) . كفاية الطالب ، باب دهم ، ص 92 ، با اضافات .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 268 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى