تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
فرياد زد اى فرزند ابى طالب ، به خدا سوگند از اين معركه ، دور نشوم مگر آنكه نابود شوم يا تو را به هلاكت برسانم ! بيا با هم نبرد كنيم و مردم از دور تماشاگر ما باشند ! على عليه السّلام سخن متهوّرانه و جسورانه او را شنيد و تبسم نموده فرمود : خدا او را بكشد ، چه قدر بىحيا و بىشرم است ! با اين كه مىداند من در يك دست شمشير و در دست ديگر نيزه دارم ، امّا اين بدبخت تيره‌روز گويى از زندگى دست شسته و يا طمع دروغين در مغز مىپروراند كه به اين كار اقدام مىكند . سپس وى به على عليه السّلام حمله نمود ، اما ديرى نگذشت كه به دست على عليه السّلام به هلاكت رسيد . « 204 » با گذشت ساعتى از جنگ ، به جز نه تن از آن چهار هزار نفر كسى زنده نماند و همگى كشته شدند و از آن نه تن ، دو نفر به سيستان فرار كردند كه خوارج سيستان از نسل آن دو تن بودند و دو نفر ديگر به عمّان رفتند و اباضيهء آن ديار از نسل آنان هستند و دو نفر ديگر از آنان به يمن رفتند كه نسلشان در آنجا باقى است و همان اباضيه هستند دو نفر ديگر نيز به بوازيج فرار كردند و آخرين فرد از اين نه تن به تلّ موزن پناه برد . « 205 » در اين جنگ طبق پيشگويى على عليه السّلام ، از ياران آن جناب جز نه نفر ، كسى به شهادت نرسيد و از خوارج نيز ، جز نه نفر كسى باقى نماند . « 206 » با اين كه آن حضرت در جنگهاى بسيارى شركت كرد و حضورى فعّال در آن جنگها داشت [ در فضيلت آن حضرت همين بس كه ] در هيچ جنگى آسيبى سنگين به آن جناب نرسيد و حتى يك بار نشد كه مورد ملامت حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قرار گيرد يا پشت به جنگ نمايد و يا از هيبت دلاوران بترسد و از مقابل دشمن فرار كند و يا از جاى خود تكان بخورد .
هامش
( 204 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 267 . ( 205 ) . نور الأبصار ، ص 102 ، كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 269 . ( 206 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 269 .