مبحث اول در بارهء عبادت و پرستش اوست
« 130 » نزد هر كسى روشن است كه على عليه السّلام از مردم زمانش عابدتر بود و از او نماز شب ، دعاها و مناجاتها در اوقات شريفه و اماكن متبركه برجاى مانده و مردم از مكتب فضيلت پرور و معنويت خيزش اين آثار را آموختهاند . در عبادت به آن حدّ رسيده بود كه به هنگام توجه به خدا با تمام وجودش ، به ذات حق متوجه و تمام هستيش را در طبق اخلاص گذارده و به پيشگاه الهى تقديم مىنمود . با ديد حقيقتبينش از دنيا و آنچه در آن است منقطع شده و فاصله مىگرفت و در مرتبهء فناء في اللَّه ، آن چنان از خود بىخبر بود كه درد و ألم را درك نمىكرد . زمانى كه در يكى از جنگها تيرى بر بدن پاكش اصابت كرده و بر اثر درد زياد هيچ كس قادر نبود آن تير را از بدنش بيرون آورد ، جراحان به اتفاق آراء تصميم گرفتند ، بيرون كشيدن آن تير را به وقت نماز موكول نمايند ، چرا كه مىدانستند در آن هنگام روح بزرگش از بدن تا حدودى فاصله مىگيرد و درد را احساس نمىكند .
هامش
( 130 ) . حلية الأبرار ، ج 1 ، ص 321 .