( مجهول المالك ) ، حكم اين زمينها مانند ساير اموالى است كه صاحب دارند . وتصرف
در مال مجهول المالك موكول به نظر مجتهد جامع الشرايط مىباشد .
" مسأله 2858 " زمين آبادي كه به ويراني گراييده اگر صاحب آن شناخته شده باشد
داراى سه حالت است :
1 - صاحب زمين به كلى از زمين صرف نظر كرده وتوجهى به آن نداشته باشد ، كه اين
صورت حكم زمين موات بالأصالة را خواهد داشت .
2 - صاحب زمين از زمين صرف نظر نكرده وتصميم بر احياى آن داشته باشد ولى
به دليل نبود امكانات - مثل آب وساير وسايل - قدرت بر أحيا نداشته واحياى آن نياز به
گذشت زمان دارد ، اين حالت حكم زمين أحيا شده را دارد وكسى حق تصرف در آن را
بدون اجازه مالك ندارد .
3 - صاحب زمين از زمين صرف نظر نكرده ولى آن را أحيا نمىكند ، چون بهره بردارى
از أحيا نشده آن بيشتر از أحيا شده آن است ، مانند اين كه خواسته باشد از علف آن استفاده
كند . اين حالت نيز حكم زمين أحيا شده را دارد ، وكسى حق تصرف در آن را بدون اجازه
مالك ندارد .
" مسأله 2859 " چون در زمان وجود حكومت صالح احياى زمين موات مشروط
به اجازه حكومت است - هر چند اجازه به طور عام باشد - پس قبل از اجازه حكومت كسى
حق تصرف در زمينهاى موات را ندارد ، وتنها افراد وگروههايى كه به آنان اجازه داده شده
مىتوانند كارهاى مقدماتى را - از قبيل ديواركشى ، تسطيح وخاكبردارى - شروع كنند .
ودر زمان نبودن حكومت صالح اسلامى هر كه زودتر مقدمات أحيا را شروع نمايد - اگر
خارج از متعارف مردم نباشد - بر ديگران حق تقدم دارد ، ولى به مجرد به ثبت رساندن زمين
بدون احياى آن ، حقي براي ثبت دهنده ثابت نمىشود وثبت دهنده حق ندارد آن را بفروشد
يا وقف نمايد ويا معاملات ديگرى بر آن انجام دهد .
" مسأله 2860 " كسى كه اجازه أحيا دارد لازم نيست شخصا اقدام به كارهاى
مقدماتى وأحيا نمايد ، بلكه اگر ديگرى را أجير يا وكيل كند كافى است ، وآثار عمل براي
كسى است كه أجير يا وكيل گرفته است .
حريم
" مسأله 2861 " آبادي ، مزرعه ، قنات ، چاه ، نهر آب ، خانه ، ساختمان وهر چيزى
كه در زمين موات احداث مىشود داراى حريم است ، و " حريم " مقدارى از زمين ، آب ،