تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
قابل استفاده نباشد يا قابل استفاده اى كه شرط كرده اند نباشد ، اجاره نسبت به مدت باقيمانده باطل مىشود ، ومستأجر مىتواند اجاره همه مدت را به هم بزند ونسبت به مقدارى كه استفاده كرده به احتياطى كه در مسأله " 2219 " گفته شد عمل نمايد . " مسأله 2223 " اگر قسمتى از متعلق اجاره خراب شود - مثلا خانه اى كه دو أطاق دارد يك أطاق آن خراب شود - مسأله دو صورت دارد : الف - چنانچه عقد اجاره فقط بر عين ساختمان سابق قرار گرفته باشد ، اجاره باطل است ومستأجر نسبت به مقدارى كه استفاده كرده به احتياطى كه در مسأله " 2219 " گفته شد عمل نمايد . ب - چنانچه ساختمان سابق هيچ گونه خصوصيتى نداشته باشد ، چنانچه موجر فورا آن را بسازد وهيچ مقدار از استفاده آن از بين نرود اجاره باطل نمىشود ، ومستأجر هم نمىتواند اجاره را به هم بزند ، ولى اگر ساختن آن به قدرى طول بكشد كه مقدارى از استفاده مستأجر از بين برود اجاره آن مقدار باطل مىشود ، ومستأجر مىتواند همه اجاره را به هم بزند ونسبت به مقدارى كه استفاده كرده به احتياطى كه در مسأله " 2219 " بيان شد عمل نمايد . " مسأله 2224 " اگر چيزى را كه اجاره كرده كسى غصب نمايد دو صورت دارد : الف - اگر پيش از آن كه تحويل بگيرد كسى آن را غصب نمايد ، مستأجر مىتواند اجاره را به هم بزند وچيزى را كه به موجر داده پس بگيرد ، يا اجاره را به هم نزند واجاره مدتي را كه در تصرف غصب كننده بوده به ميزان متعارف از أو بگيرد . ب - اگر پس از آن كه تحويل گرفت كسى آن را غصب نمايد ، نمىتواند اجاره را به هم بزند وفقط حق دارد كرايه آن چيز را به مقدار متعارف از غصب كننده بگيرد . " مسأله 2225 " اگر پيش از آن كه مدت اجاره تمام شود موجر متعلق اجاره را به مستأجر يا فرد ديگرى بفروشد ، اجاره به هم نمىخورد ومستأجر بايد مال الاجاره را به فروشنده بپردازد ، ولى اگر به غير مستأجر بفروشد ، حق ندارد پيش از پايان مدت اجاره آن را تحويل خريدار بدهد . " مسأله 2226 " اگر موجر يا مستأجر بميرد اجاره باطل نمىشود ، مگر اين كه مستأجر بميرد ودر قرارداد اجاره شرط شده باشد فقط شخص مستأجر از آن چيز استفاده كند . واگر متعلق اجاره از آن موجر نباشد - مثلا ديگرى وصيت كرده باشد كه تا شخص موجر زنده است منفعت آن چيز مال أو باشد - چنانچه پيش از تمام شدن مدت اجاره بميرد اجاره باطل مىشود .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 396 | الشيخ المنتظري