متعلق خمس شده به دست انسان برسد ، واجب نيست خمسي را كه به أو تعلق گرفته
بپردازد ، ولى اگر مجانى باشد جزو در آمد أو محسوب است ، پس چنانچه با درآمدهاى
ديگر أو از مخارج ساليانه اش زياد بيايد بايد خمس آنچه را زياد آمده بدهد .
" مسأله 1634 " اگر پولى را كه بابت خمس سال پيش پرداخت نموده از در آمد سال
جديد باشد ، در پايان سال جديد بايد خمس آن را نيز حساب نمايد .
خمس بخشش ، ارث ومهريه :
" مسأله 1635 " اگر به كسى چيزى ببخشند يا جايزه دهند ويا وصيت كنند كه مالي به
أو بدهند ، چنانچه آن مال از مخارج سال آن فرد زياد بيايد بايد خمس آن را بپردازد .
" مسأله 1636 " ارثى كه به انسان مىرسد خمس ندارد ، مگر در سه صورت :
الف - ميت از خويشانى بوده كه وارث نمىدانسته چنين خويشى دارد ، در اين صورت
بايد خمس ارثى را كه از أو مىبرد بپردازد وبنابر احتياط مخارج ساليانه را هم از آن كم
نكند ،
وهم چنين است بنا بر احتياط واجب اگر بداند به آن مال خمس بنابر احتياط واجب در صورتي كه وارث بداند ميت خمس آن مال را نپرداخته
است .
ج - چنانچه وارث بداند كه ميت خمس بدهكار است .
ولى در صورت دوم وسوم اگر ميت شيعه نبوده وبه خمس اعتقاد نداشته ووارث أو
شيعه باشد دادن خمس واجب نيست .
" مسأله 1637 " مهريه اى را كه زن مىگيرد خمس ندارد ، هر چند خوب است خمس
آن را بدهد . ولى بنابر احتياط واجب مالي را كه زن در طلاق " خلع " مىگيرد پس از
گذشت يك سال از آن خمس دارد وبايد زن آن را بپردازد .
خمس مطالبات وپس اندازها :
" مسأله 1638 " كسى كه از در آمد سال خود به مردم قرض داده ودر پايان سال از آنها
طلبكار است ، اگر طلب أو با مطالبه دريافت مىشود ومثل نقد محسوب است بايد در پايان
سال خمس آن را بپردازد ، ولى اگر هنوز وقت دريافت آن نرسيده يا فعلا وصول نمىشود
واحتمال سوختن هم دارد خمس آن واجب نيست ، بلكه بايد هنگامى كه وصول نمود
بلا فاصله خمس آن را بپردازد .
هامش
( 1 ) معناى طلاق خلع در مسأله " 2768 " بيان شده است .