ظلم : همچو كتف موضعي است قبلي از واديهاى اشعر وكوه سياه است از ابن عمرو بن كلاب .
ظِهار : همچو كتاب قلعهاى است از خيبر .
حرف العين
عابِد : به كسر موحّده ودال مهمله وعَبّود به فتح وتشديد موحّده وعبيد به ضَمّ سه كوه است . كلانتر آن عبود است در ميان آن سه در فرش ملل .
عاص وعويص : دو وادى عظيم است ميان حرمين شريفين ، زادهما اللَّه تشريفا .
عاصم : به صيغهء فاعل اطمى است از آن بنى عبد الأشهل در فقاره واطم ديگر است در قبا وذوعاصم از اوديهء عقيق است .
عاقل : كوهى است در حماى ضريه .
عاليه : عبارت از اعلاى حجاز است وآن بلادي است واسع در غايت خوبى وعاليه مدينه وعوالي آن جهت قبلي مدينهء مُشرّفه است ادناى آن به جانب مدينه يك ميل است از مسجد نبوي - على صاحبه [ 149 - آ ] أفضل الصّلوات - واقصاى معمورهء آن سه يا چهار ميل است واما اقصاى غير معموره هشت يا شش ميل است به اين كه گفته توفيق مىيابد وروايات مختلفه كه در مقدار عوالي مدينه وارد شده .
عاند : به كسر ودال مهمله ، به أو منسوب است وادى عاند كه قبل از سقياست از اعمال فُرُع وآن را وادى قاحَه نيز گويند وعاند به مثناى تحتيّه وذال معجمه نيز گويند .
عاير : به مثناة تحتيّه به أو منسوب است ثنيهء عاير در يمين ركوبه وغاير به عين معجمه نيز گفتهاند .
عبابيد : موضعي است قريب تعهن وعبابيب نيز گفتهاند به سه باء موحّده وعثيانيه نيز مروى شده به مثلّثه وتحتانيّه والف ونون .
عباثر : جمع عبيثران كه نبات معروف است ، واديى است از اشعر ميان نخل وبواط .
عَبْلاء : به فتح اوّل وسكون ثاني ومدّ همزه از اعمال مدينه است .