ضبا : از اعمال مدينه است كه در آنجا چاههاى خوش آب است وشجر مقل نيز در آن موضع بسيار است .
ضبع : به سكون موحّده وضم ، آن از واديهاى عقيق است .
ضَبوُعه : منزلي است در نزد [ 148 - آ ] يليل ميان مشيرب وحلايق .
ضجنان : به فتح ضاد وسكون جيم نزديك مكة است يك روزه راه از قدير .
ضحيان : « 1 » به فتح ضاد وسكون مهمله ومثناة تحتيه ، اطم است در عصبه از آن أحيحة بن الجلاح . [ ضرعاء : نزديك كوه شمنصير ] .
ضَرِيّه : به فتح ضاد وكسر راء مهمله وياء تحتانيهء مشدّدة قريهاى است هفت مرحله راه از مدينه در راه حُجّاج بصره كه مسمّا شده است آن قريه به نام چاه خوش آبى كه در آن محل است وابن كلبى گفته : به نام دختر نزار ، امّ حلوان بن عمر بن الحاف بن قضاعة مسمّا شده وابن ضريه مشهورترين حماها يعنى قورقهاست به قول بعضي أول كسى كه آنجا را قورق كرده عمر بن الخطاب است ودر زمان خلافت عثمان است بسيار گشاد وزيادة شد « 2 » .
ضُرى : مانند سما « 3 » چاهى است در ضَريّه .
ضع ذرع : اطمّى است در نزد بئر بنى خطمه كه مسمّاست به ذرع .
ضِغن « 4 » : به كسر ضاد وسكون غين معجمه ونون بعد از آن آبى است از آن فزاره « 5 » ميان خيبر وفيدى كه در آنجا نخيلى است معروف به حايط وكرانيف .
ضَفِر : به فتح أول وكسر ثاني موضعي است قريب مدينهء مُشرّفه كه قبر أبى عبيدة بن عبداللَّه بن زمعة بن الأسود بن المطلب بن أسد بن عبدالعزَّى « 6 » كه يكى از جوانمردان عرب است در آنجاست .
هامش
( 1 ) - ل : صيحان .
( 2 ) - در متن عربى مطالب فوق درج نشده است . ص 497 .
( 3 ) - م : به ضم .
( 4 ) - م : ضعن .
( 5 ) - ل ، م : قراره .
( 6 ) - ل : لعرى .