است وابن أثير « 1 » گفته به دو خاء معجمه است .
بقيع الخيل : « 2 » اسم آنچه مجاور مصلّاست از بازار مدينه وبقيع مصلّا نيز گويند .
بقيع الزبير : وجهء تسميهاش آنكه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آن را به زبير داده وأو در بعضي از آن براي خود خانه ساخته واين موضع در جوار بنى غنم است ودر شرقي اوست بقال وصاحب تاريخ مىگويد : گمان مىبرم كه اين همان رَحَبهاى است كه در محلهء خدام است در راه بقيع .
بقيع الغَرقد : به فتح غين معجمه نام كبار عوسج است كه در آن موضع بوده آن را بريدهاند وآن موضع را مقبره ساخته يعنى مقبرهء مشهور معروف كه در فضيلت آن اخبار وآثار بسيار به صحت رسيده .
البكرات : در حماى ضريه است .
البلاط : در فصل آخر باب چهارم [ 131 - آ ] بر وجه استيفا بيان يافت .
بلاكث : به فتح با وكسر كاف ومثلثه در يك طرف برمه است به بطن اضم .
بلحان : به فتح با وسكون لام اطمّى است در مالي كه آن را شجره نامند وامروز مشهور است به شجيره به صيغهء تصغير .
بلده : به سكون لام است .
بليده : تصغير ما قبلش هر دو معروفاند نزديك موضعي كه مسمّاست به فقيره « 3 » .
بُواطان : « 4 » به ضم أول وفتح نيز قولي است وطاء مهمله دو كوهاند در شامي اشعر كه اصلشان يكى وسرهاى ايشان مفترق است وميان هر دو عقبهاى است كه أصحاب محل به آن راه سلوك مىكنند .
هامش
( 1 ) - ل : كثير .
( 2 ) - ل : الحيل .
( 3 ) - در متن عربى آمده است : « قال ياقوت : وهو لآل على » ص 462 .
( 4 ) - م : بواطاف .