گشادگيى است واين است كه در شعر امرئ القيس است .
بِرْك : به كسر باء موحده واديى است محاذى شواحط در ناحيهء سَوارقيه وثنيه مُبرك را نيز برك مىگويند .
بركة : به كسر باي موحده محل برآمدن عين ازرق است .
برمة « 1 » : به كسر با نزديك است به بَلاكث ميان خيبر ووادى القرا ودر آنجا چشمهها ونخلستان است وآن را ذوالبيضه نيز گويند .
برود « 2 » : به فتح با وضم را ، موضعي است ميان طرف [ 130 - آ ] ملل وطرف اشعر وموضع ديگر است در طرف حرهء نار كه آن را نيز به اين نام خوانند .
بزواء : به رأى معجمه بر وزن حلوا بلدهاى است سفيد ، بلندتر از ساحل بحر ميان جار ووَدّان وغيقه گرمترين بلاد است .
بُضيع : به ضم با وفتح ضاد معجمه به صيغهء تصغير در يسار جار است پايينتر « 3 » از عين غفار ، چنان كه ياقوت گفته وظاهراً كه همان است كه در حرف نون خواهد آمد .
بطحاء : سيل طرف عَطَم شامي وپس صلصلين به آنجا مىريزد وآن وادى آن سيل را از ميان دو كوه به وادى عقيق مىريزد .
بُطْحان : به ضم وسكون وبه قولي به فتح أول وكسر ثاني وبه قولي به فتح أول وسكون ثاني در اوديه مذكور شد .
بطن نخل : « 4 » دو روز راه است از مدينهء شريفه ميان أو ومدينه است طرف كه خواهد مذكور شد .
بعاث : به حركات ثلاث وبعضي ديگر گفتهاند كه به ضم است وپس وبه عين مهمله ودر آخر ياى مثلثه وبعضي به عين معجمه نيز گفتهاند وبعضي ديگر معجمه را بر تصحيف حمل كردهاند موضعي است بلندتر از قورى وگويند حصني است يا مزرعهاى در
هامش
( 1 ) - ل وم : برود .
( 2 ) - ل ، م : برمه .
( 3 ) - ل ، م : پايانتر .
( 4 ) - ل : نحل .