فصل ششم
در فضيلت أحد وشهداى سعداى « 1 » آن
در صحيحين است كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - چون أحد نمايان شد گفت :
اين كوهى است كه ما را دوست مىدارد وما دوست مىداريم أو را . از أحاديث چنان معلوم مىشود كه اين سخن را به كرات فرموده باشند عندالقدوم از أسفار ودر روايت امام احمد اين نيز هست كه أو از جبال جنّت است ودر كبير طبرانى آنكه اين كوهى است كه ما را دوست مىدارد وما أو را دوست مىداريم وأو در درى از درهاى جنّت است واين عير ، كوهى است كه ما را دشمن مىدارد وما أو را دشمن مىداريم وأو بر درى است از درهاى آتش ودر روايتي اين هم آمده كه هر گاه كه به أو مىآييد « 2 » بخوريد از درخت أو اگر چه عضاه باشد وعضاه درختى خاردار است ودر روايتي ركنى است از أركان جنّت ودر روايتي آنكه أحد بر ركنى است از أركان جنّت وعير بر ركنى است از أركان نار ودر حديثي آمده كه چهار كوه از كوههاى جنت است پرسيدند : كدام است آن كوه ؟ فرمود : أحد كوهى است كه ما را دوست مىدارد وما أو را دوست مىداريم از جبال جنّت وورقان كوهى است از كوههاى جنّت وطور كوهى است از كوههاى جنّت ولبنان كوهى است از كوههاى جنّت ، الحديث وحديث چند ديگر در فضل وشأن مدينه گذشت كه دّال است بر فضل أحد .
هامش
( 1 ) - ل : أو سعداى م : أو سعدان ، د : سعداى ندارد . عربى سعداى ندارد .
( 2 ) - م : مىآيند .