سلام مىكرد بر ما ومىگفت « وعليكم السلام ورحمة اللَّه » ومشهور آن است كه مردمى كه به شهادت اكرام يافتهاند در آن روز هفتاد مَردند واز آن جمله است : اسداللَّه وأسد ، رسوله حمزة بن عبد المطلب وخواهرزادهء أو عبداللَّه بن جحش ومصعب بن عمير - رضىاللَّه عنهم .
مروى است كه چون حمزه - رضىاللَّه عنه - مقتول شد در ته كوه خُرد سرخ كه در بطن وادى است وهمان است كه تيراندازان در آنجا بودند ، در موضع قتلش ماند ، بعد از آن به امر رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - از آنجا برداشته به بطن وادى به سوى ربوهاى كه قبر مقدس أو در آنجاست آوردند وآن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به بُرد أطهر خود پيچيد ومصعب بن عمير را در بُرد ديگر پيچيده هر دوى ايشان را در يك قبر نهاد وبعضي گفتهاند كه عبداللَّه بن جحش نيز با ايشان مقتول شد ومدفون گرديد با ايشان در يك قبر وهمان قائل گفته كه غالب نزد من آن است كه مصعب وعبداللَّه - رضىاللَّه عنهما - در شيب مسجدى كه از براي حمزه بنا كردهاند مدفوناند وهيچ يك از ايشان با حمزه در يك قبر نيست - واللَّه اعلم . بايد كه در زيارة حمزه - رضىاللَّه عنه - بر ايشان نيز سلام كند وديگر سهل بن قيس است - رضىاللَّهعنه - در شامي قبر حمزه - رضىاللَّهعنه - يعنى ميان قبر شريف وكوه أحد . ديگر عمرو بن الجموح وعبداللَّه بن عمرو بن حزاماند - رضىاللَّه عنهما - در موطاست كه هر دو در يك قبر بودند در امرسيل ، پس خواستند كه مكان ايشان را [ 113 - آ ] تغيير دهند . چون قبر ايشان را كندند چنان يافتند كه گويا كه دى مردهاند وهيچ تغيير نكرده ويكى از ايشان كه مجروح شده بود ودست خود را بر جراحت نهاده مدفون شده ديدند كه همچنان است . پس دست مباركش را از جراحت دور ساخته چون گذاشتند باز عُود نمود وحال آنكه ميان روز شهادت وروز حفر قبر چهل وشش سال گذشته بود ودر روايتي آنكه عبداللَّه را كه جراحت رسيده ودستش بر جراحت بود چون دستش را از جراحت برداشتند خون روان شد وچون باز به مكانش گذاشتند خون تسكين يافت .
واقدى گفته : با عمرو بن الجموح است در قبر ، خارجة بن زيد وسعد بن الربيع
و
خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: سيد كمال حاج سيد جوادى
ص٣٠٢