وجه تسميهء آن كوه مبارك به أحد يا توحّد ويگانگى اوست از كوههاى ديگر ويا به سبب اتصّاف أهل اوست به توحيد . ونصرت وأعانت أهل توحيد حُسن اين اسم شريف از روى مجانست واشتقاق بر احدى از أهل وحدت واتحاد ، بايد كه پوشيده نباشد وحبّ مذكور در أحاديث مذكوره بر حقيقت محمول است چه [ 111 - ب ] نزد قدرت حق - سبحانه - ايجاد محبت در كوه ممكن است ؛ چنان كه ايجاد نموده در كوه قوّت تكلم را به تسبيح ومؤيد ارادهء حقيقت است وجود أحد در جنّت كه « المرء مع احبّ » وايضاً خطاب مستطاب رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - أو را در وقت اضطراب به صيغهء « اسكن يا أحد » دال است بر معنى مذكور چه از خواص ذوى العقول است وهيچ كس انكار نكرده است اتصّاف جمادات را به محبّت أنبياء - عليهمالصلوات والسلام - همچو حنين استوانه بر مفارقت حبيب اللَّه - سبحانه - ومذكور شد كه هارون - عليهالسلام - در آنجا مدفون است ودر أحد شعبى است ، معروف به شعب هارون كه زعم مردم آن است كه قبر مُباركش در بالاى اوست ومستعبد است ، ودر أو مسجدى است منسوب به حضرت رسالت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - ودر فصل مساجد سبق ذكر يافت .
اما غارى كه مىگويند كه آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - در آنجا در آمده پنهان شدهاند وديگر آنكه مىگويند كه آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - بر سنگى نشسته سر مُبارك خود را به سنگ ديگر كه منقور است درآورده ، از كلام ائمّه نقل ، همچو امام احمد - رحمةاللَّه - وغيره فهم مىشود كه اصلى ندارد .
اما فضل شهداى أحد - رضىاللَّه عنهم - ابوداوود وحاكم روايت كردهاند كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه چون رسيد به برادران شما در أحد آنچه رسيد ، خُداى تعالى أرواح ايشان را درون مُرغان سبز گردانيد كه به انهار جنت وجويهاى أو فرود مىآيند واز ثمرات جنت مىخورند واز انهار أو مىآشامند ودر آخر اين حديث است كه پس انزال فرمود خداى عز وجل « وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ امْواتا « 1 » » الآية .
در صحيح بخارى است كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - نماز كرد بر كشته
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ، آيهء 169