بعد از اين واقعه نيز اشياى بسيار جمع شده بود ودر سنهء اربع وعشرين وثمانمائه ، أمير عزيز بن هبازع بن هبة الجّمازى « 1 » پارهاى از آن را بر سبيل قرض گرفت ولا يزال قناديل در زيادتى بود تا آنكه برغوث بن بتير الحسيني ودبوس بن سعد الحسيني الطفيلى در سنهء ستين وثمانمائه بر طايفهاى از اين قناديل در موسم حج گُذر كردهاند وآنها ديدهاند طامعه ايشان در حركت آمده به حيله به ديوار مسجد بالا مىرفتهاند واز سقف فرود مىآمده تا آنكه چيزى بسيارى از آنها گرفتهاند وهيچ كس مطلع نشده الّا بعد از مدتي وبعد از آن ايشان را گرفتند وبعضي از آن چيزها را رد نموده ايشان را كشتند .
صاحب تاريخ مىگويد : به ما رسيد كه متولّى عمارت ابن زمن « 2 » به قايتباى تزيين وتحسين نموده كه آنچه در قبه جمع شده آن را به مصر برده در عمارت مسجد صرف نمايند وبه سخن أو پارهاى را قبل از حريق بردند اما مقصورهاى كه در دور حجرهء شريفه وبيت فاطمه است - رضىاللَّه عنها - سلطان بيبرس آن را احداث نموده از پنجرهء چوبين به قد قامت در سنهء ثمان وستين ، وسه در نهاده قبلي وشرقي وغربى از حد ستونهايى كه در يلي حجره است واز جانب شامي تا مسجد نبي - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - وپارهاى از روضهء شريفه را به اين شباك حجره داخل « 3 » كرده كه از صلات در آن مانع است واز هيچ كس از علما وصلحا مسموع نشد كه أو را از اين منع كرده باشند وآنكه گفتهاند كه سلف أو در اين كار عمر بن عبد العزيز است غلط است زيرا كه چنان كه بالا گذشت چيزى از روضه را ادخال نكرده وى را تقديرى كه كرده باشد بنا بر ضرورت محافظت قبر شريف وبراي آنكه مخالف بناى كعبه شود بوده نه آنكه به غير ضرورت بوده ، ليكن از كلام شيخ مجد الدين لغوى « 4 » چنان معلوم مىشود كه در أو دائماً مفتوح بوده كه هر كه مىخواسته در آنجا نماز مىكرده واز كلام ابن جماعه [ 76 - ب ] نيز معلوم مىشود كه در غير أيام موسم حج مفتوح بوده [ است ] .
هامش
( 1 ) - ل : عزيز بن هيازع بن هبة الخمارى . وفاء الوفا ج : 1 ، ص 587 : غُرير بن . . . الجمازى
( 2 ) - م : زمبن .
( 3 ) - ل : ندارد .
( 4 ) - م : لغوى ندارد .