فصل هشتم
در زيادتى وليد واتّخاذ أو محراب وشُرفات « 1 » ومنارات « 2 » ومنع كردن أو نماز « 3 » جنازة را در مسجد
رزين « 4 » نقل كرده كه بعد از عثمان ، على ومعاوية وپسر أو يزيد وپسر أو عبد الملك در مسجد نبوي چيزى نيفزودند تا آنكه وليد بن عبد الملك خليفه شد وعمر بن عبد العزيز را كه برادرزاده ونايب أو بود در مكة ومدينه امر كرد ومال فرستاد وگفت كه هر كه خانهء خود را به تو فروشد از أو بخر وبهايش بده وهر كه نفروشد وابا نمايد خانهء أو را هدم كن ومال به أو ده واگر قبول نكند به فقرا صرف نماى وامر كرد به ادخال حجرههاى شريفه .
واقدى از عطاء خراساني روايت كرده كه گفت حجرههاى أزواج طاهرات نبي را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - دريافتم وحاضر شدم به مجلس كه كتابت وليد بن عبد الملك را مىخواندند ، امر كرده بود كه حجرههاى أزواج طاهرات - رضىاللَّه عنهن - را داخل مسجد سازند ، هيچ روزى را نديدم به بسيارى گريه مثل آن روز وسعيد بن مسيب را ديدم كه مىگفت [ 70 - آ ] - واللَّه - كه دوست داشتم كه اين حجرهها را به حال خود گذارند كه بعد از اين از مدينه مردمى خواهند پيدا شد واز آفاق عالم مردم به مدينه خواهند آمد يعنى بايستى كه مردم ما بعد اين حجرهها را « 5 » آن حضرت را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - در زمان
هامش
( 1 ) - شُرفات : ج : شرفه ؛ كنگره كه در بالاى ساختمان ساخته مىشود .
( 2 ) - منارات : ج : مناره : مأذنه ، گلدسته .
( 3 ) - ل : وضع .
( 4 ) - م : ندارد . ل : زرين .
( 5 ) - م : حجرهها را واكتفا نمودن .