كه زيارة كننده باشد مرا وحال آنكه هيچ حاجتي أو را بر اين نداشته باشد الّا زيارة من ، حق است بر من كه شفيع باشم أو را در روز قيامت . دار قطني وطبرانى وغير هما از ابن عمر [ 25 - آ ] روايت كردهاند كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمودهاند : هر كه حج كند ، پس زيارة كند قبر مرا بعد از وفات من ، مىباشد آن كس همچو كسى كه زيارة كرده است مرا در حيات من وابن جوزي به اين نوع روايت كرده كه كسى كه حج كند ، پس زيارة كند مرا در مسجد من بعد از وفات من ، مىباشد همچو كسى كه زيارة كرده است مرا در حيات من وصحبت داشته است به من .
پوشيده نيست كه از اين تشبيه كه « 1 » مساواة من كلّ وجه لازم نمىآيد تا مُعارض شود به حديث « لو انفق أحدكم مثل أحد » الحديث . ابن عدي وغيره از ابن عمر روايت كردهاند : هر كه حج بيتاللَّه كند وزيارة نكند مرا به تحقيق كه جفا كرده است مرا ودر روايتي از علقمة ، از عبداللَّه مروى است كه كسى كه حج اسلام به جاى آرد وزيارة قبر من كند وغزاتى « 2 » به تقديم رساند ونمازى در بيتالمقدس گزارد خداى غزّوجل سؤال نكند أو را در آنچه بر وى فرض كرده ودر روايتي از انس مروى است كه كسى كه زيارة كند مرا در حالتي كه مَيِّتَمْ گوييا كه زيارة كرده است مرا در حالتي كه زندهام وهر كه زيارة كند قبر مرا واجب مىشود مر أو را شفاعت من وهيچ يك از أمت من كه أو را وسعتى ودستگاهى باشد ومرا زيارة نكند هيچ عذرى نباشد أو را واز أمير المؤمنين على - عليهالسلام - مروى است كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه كسى كه زيارة كند قبر مرا بعد از موت من گويا كه زيارة كرده است مرا در حيات من وكسى كه زيارة نكند مرا به تحقيق كه أو « 3 » جفا كرده است مرا .
ابوداوود به سند صحيح از أبو هريرة روايت كردهكه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمودند : سلام نمىكند بر من احدى الّا آنكه رد مىكند خداى تعالى روح مرا بر من تا آنكه رد سلام كنم آن شخص را . بيهقى به اين حديث استدلال [ 25 - ب ] كرده است بر
هامش
( 1 ) - ل وم : ندارد .
( 2 ) - غزاتى : غزاة بالفتح : جنگ با دشمن دين . ( منتهىالارب )
( 3 ) - م : ندارد .