تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
را مىسرود نادرشاه كشته شد و محمد ظاهرشاه پسرش به سلطنت رسيد ، نصايح و پندهايى به شاه جوان نيز داد . اقبال در ضمن اقامت در كابل مورد پذيرايى مجامع و محافل متعددى قرار گرفت و از او تجليل فراوانى شد ، تا جايى كه او را شاعر و رسول مشرق ناميدند . سردار صلاح‌الدين سلجوقى كه قبلًا در دهلى و سپس در كراچى چندين سال سمت سركنسولى افغانستان را بر عهده داشت يكى از نزديك‌ترين دوستان اقبال بود و هر وقت كه اقبال به دهلى مىرفت ، در منزل او وارد مىشد . صلاح‌الدين مقالات متعدد ، دقيق و حساسى دربارهء شاعرى و پيام اقبال نوشته است كه به صورت كتابى تنظيم و تدوين شده است . وقتى كه اقبال رحلت كرد ، دولت افغانستان سنگ قبر مرمرى بسيار زيبايى به لاهور فرستاد كه روى مزار وى نصف شد . اقبال در ايران چندان معروفيتى نداشت تا اين‌كه در خلال سى سال اخير متدرجاً شناخته شد و براى اولين بار توسط آقاى محيط طباطبايى و سپس ملك‌الشعراى بهار معرفى شد . بهار در نظر داشت در كتاب سبك‌شناسى ضمن تحقيقات دقيق ادبى يك فصل از كتابش را به مكتب شاعرى اقبال اختصاص دهد ، و در موارد ديگرى نيز ضمن اشعارى اقبال را ستوده و از او تجليل فراوانى كرده است : به اين شرح :
عصر حاضر خاصهء اقبال گشت * واحدى كز صد هزاران برگذشت هيكلى گشت از سخن‌گويى به پا * گفت كل الصيد فى جوف الفراء شاعران گشتند جيشى تار و مار * و اين مبارز كرد كار صد سوار
و طى خطابه‌اى ، بهار ، چنين فرمود : من اقبال را خلاصه و نقاوهء مجاهدات و مساعى جاويدان نهصد سالهء غازيان و عالمان و ادباى اسلامى و ميوهء رسيده و
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 353 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى