فرمانرواى پنجاب با توجّه به اين حيثيت و شهرت عجيب و نفوذ فكرى اقبال ، از دولت انگلستان درخواست كرد كه او را به لقب سِر ملقب كند ، ولى چون اقبال از اين پيشنهاد بىاطلاع بود و از طرفى خود را مستغنى از چنين عنوانى مىدانست ، هم اينكه به اداره استاندارى دعوت شد و صدور فرمان و نشان به اطلاع او رسيد ، در پذيرفتن آن ترديد نشان داد ولى به اصرار يكى دو نفر از رجال مهم مسلمان كه همان سال به اين عنوان نايل مىشدند و در آن جلسه حضور داشتند ، اقبال اين لقب را پذيرفت .
اشعار فارسى اقبال خيلى زود در افغانستان منتشر شد ، زيرا بين افغانستان و پنجاب و ساير نواحى پاكستان غربى ارتباط فرهنگى نزديكى وجود داشت . بعلاوه اقبال منظومهء پيام شرق را به اماناللَّه خان پادشاه نگونبخت افغانستان اهدا كرده بود ، و هم اينكه كشور افغانستان دچار هرج و مرج شد ، اماناللَّه خان با خانوادهاش مجبور به فرار شد . ژنرال نادرخان كه بعداً به سلطنت رسيد ، از طريق هندوستان براى ايجاد امنيت رهسپار افغانستان شد . اقبال در ايستگاه خط آهن لاهور با ژنرال نادرخان كه به افغانستان مىرفت ملاقات كرد . چنين گفتهاند كه حوادث افغانستان اقبال را متأثر كرده بود تا جايى كه اقبال مبلغ متنابهى وجه به ژنرال نادرخان عرضه داشت تا در راه رسيدن مقصود خودش خرج كند ولى معلوم نيست كه آيا ژنرال آن وجه را قبول كرد يا نه . ولى مسلم است كه نادرشاه احترام زيادى براى اقبال قايل بود و در سال 1933 ميلادى ، او را به افغانستان دعوت كرد .
اقبال در بازگشت از افغانستان ، منظومهء مسافر را تنظيم كرد و در آن احساسات خود را بيان كرد و چون در همان اوقاتى كه اقبال اين اشعار
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 352
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٥٢