تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
ضرب‌المثلى است كه مىگويد : « آدم جاهل به جايى پا مىگذارد كه فرشته جرأت نگاه كردن به آن را ندارد » . اكنون اگر كسى مثل بنده بخواهد دربارهء شخصيت اسلامى اقبال صحبت كند مشمول همين ضرب‌المثل خواهد بود . ولى خوشبختانه در دوران جوانى ، يعنى سال‌هايى كه شخصيت انسان آغاز به تكوين مىكند و شور و ترديد و تردّد و وسوسه در ذهن هر جوانى به وجود مىآيد ، تازه دوران مدرسه را پشت سر گذاشته بودم و به چنين حالاتى همانند همهء جوان‌ها مبتلا بودم . بدبختانه آن روزها پير گمراهى قلم به دست گرفته بود و مجله‌اى را با گروهى از گمراهان ديگر براى ايران فرستادند و در آن فتواى قاطعى صادر شده بود كه ايرانى بايد از نظر روحى ، جسمى ، ظاهرى و باطنى فرنگى مآب شود ! اللَّهُ رَبّى . اين فتوا چقدر براى ايران گران تمام شد ، و نويسندهء آن مجلات نيز در سال‌هاى آخر زندگيش استغفار كرد ، ولى جوان‌هايى كه در سن و سال من بودند دچار زحمت‌ها و مشقت‌هاى فراوان شدند ولى خدا را شكر مىكنم كه در دورانى كه اين فتواى خطرناك ذهن مرا مشوش كرده بود سفرى به هندوستان كردم ، يعنى زمانى كه ستارهء اقبال در هند و پاكستان تازه درخشيده بود . عجب ! اين همه طنطنه و هيمنه و سيطرهء غرب كه همهء چشم‌ها را خيره كرده ، آيا ممكن است در اصالت آن ترديد كرد ؟ آرى ، آزاده‌اى به نام دكتر محمد اقبال از نزديك تار و پود و تمدن فرنگ را با نظرى دقيق زير ميكروسكوپ گذاشته و ديده و بازگشته است ، صرف‌نظر از سيطرهء استعمارى و تبليغات خانه خراب‌كن كليسا كه مشرق زمين را در معرض تطاول فكر و تاراج و تعدّى قرار داده است ، نه فقط رجال سياسى مقهور سيطره امپرياليسم
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 320 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى