در اين صورت اگر همهء اختراعات و اكتشافات و همهء مصالح و منافع حاصله از آن را در يك كفه بگذاريم و جنگها و مصايب و عواقب شوم و نتايج حاصلهء آن را در كفهاى ديگر ، قطعاً كفهء سنگينتر همانى خواهد بود كه وسايل تخريب در آن گذاشته شده است . در اين صورت چنين ترقّى و دانش و تمدنى جز انحطاط و مصيبت چه معنى و ثمرى دارد ؟ و البته چنين دستگاهى جز جهل و وحشىگرى صرف ، نتيجه و بهرهاى نخواهد داشت و با مجهز شدن به اين نوع وسايل مخرب ، انسان بيچاره به عالم حيوانيت سوق داده خواهد شد . آيا هيچ وقت شنيدهايد سيصد هزار افعى در مقابل سيصد هزار افعى ديگر صفآرايى كنند و نيش خودشان را به بدن يكديگر فرو برند و يكديگر را بكشند ؟
يا اينكه هرگز ديدهايد شيرها با يكديگر به ستيزه برخيزند و خون همديگر را بريزند و گوشت همديگر را بخورند ؟ در اين صورت تصديق خواهيد كرد كه آنچه فعلًا جهان دارد و درصدد افزودن به آن است ، مدنيت و علم نيست ، بلكه جهل است و توحش . . . »
10 - صرفنظر از خاطرات فوق جملات حكيمانه از سيّد جمالالدين روايت كردهاند كه در موقع مناسب بيان مىفرمود و اينك قسمتى از آن را در اينجا ذكر مىكنيم . مىگويند مرحوم سيّد هر وقت مىخواست سوگندى ياد كند مىفرمود : « به عزت حق و به سر عدالت قسم ! » و از اوست كه فرمود : حقايق با نيروى اوهام از بين نمىروند . هر كس اگر فقط به داشتن عمر زياد خود را بر ديگران برترى دهد او را سفيه بدانيد . افتخار كردن به گفتار خالى در مقابل عمل ديگران باطل و ضايع است . جز اشخاص ضعيف النفس هرگز كسى به قدرت و زور ايمان نمىآورد .
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: أحمد أمين
ص١٦٥