خداى من كوهها را چنان از بنيان بركند كه خاك شده و خاكش بر باد دهد .
و دكّ بعضها بعضا من هيبة جلالته و مخوف سطوته ؛ از هيبت عظمت پروردگار و ترس اقتدار او كوهها بر يكديگر كوبيده شود . در صحاح گويد : دككت الشيء دكّا . . . ؛ يعنى كوبيدم آن را و هموار نمودم . . .
خداى تعالى مىفرمايد :
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ * وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً * فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ
« 1 » ؛
بهياد آر چون در صور ( اسرافيل ) يكبار بدمند . و زمين و كوهها را برگيرند و يكمرتبه همه را خرد و متلاشى سازند آنگاه روز موعود آن واقعهء بزرگ قيامت واقع گردد و بناى مستحكم آسمان آن روز سست شود و سخت درهم شكافد .
زنده شدن مردگان
و أخرج من فيها ؛ و بيرون آورد هركه را در شكم زمين ( مدفون ) است .
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها * وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
« 2 » ؛
هنگامىكه زمين به سختترين زلزلهء خود به لرزه درآيد ، و بارهاى سنگين اسرار درون خويش همه را از دل خاك بيرون افكند ، در آن روز محشر آدمى گويد : زمين را چه پيشآمد .
فجدّدهم على إخلاقهم ؛ آنان را پس از فرسودگى تازه گرداند . إخلاقهم - به كسر همزه - مصدر أخلق از باب افعال است . در صحاح گويد : خلق الثوب ، يعنى پوسيده گرديد پيراهن ، و همچنين أخلق .
خداى تعالى مىفرمايد :
. . . قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
« 3 » ؛
گفت : اين استخوانهاى پوسيده را باز كه زنده مىكند ؟ ! ( اى رسول ما ! ) بگو :
هامش
( 1 ) . حاقه ( 69 ) آيات 13 - 16 .
( 2 ) . زلزال ( 99 ) آيات 1 - 3 .
( 3 ) . يس ( 36 ) آيهء 78 و 79 .