اينگونه در نسخهء مصرى آمده ، و لكن صواب « و قدّم زاد » است ؛ چنانكه در ساير نسخ آمده است .
خداى تعالى مىفرمايد :
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ * قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ * فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ * إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ
« 1 » ؛
و در بهشت آنها باهم به صحبت رو كرده و از ( سرگذشت ) يكديگر پرسش كنند و باهم گويند : ما از پيش در دنيا ميان اهل و قبيلهء خود خداترس بوديم ، خدا هم بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت ؛ ( زيرا ما از اين پيش در دنيا ) خدا را به حقيقت پرستش كرديم كه او خود ( بر بندگانش ) بسيار نيكخواه و مهربان است .
و بادر من وجل ؛ و از ترس ( عذاب الهى ) در راه رضاى او پيشقدم شده .
وجل : ترس .
خداى تعالى مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ * أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ
« 2 » ؛
و آنانكه آنچه وظيفهء بندگى و ايمان است به جاى آورده و باز از روزى كه به خداى خود رجوع مىكنند دلهاشان ترسان است ، چنين بندگانى به سعادت و خيرات مىشتابند و اينان هستند كه به كارهاى نيكو سبقت مىجويند .
و اكمش في مهل ؛ و در ايام مهلت ( دنيا ، در عبادت و طاعت حق ) شتافته . در صحاح گويد : كمش : مرد تندرو ، و انكمش و تكمّش ؛ سرعت نمود .
و رغب في طلب ، و ذهب عن هرب ؛ عاشق خشنودى حق و گريزان از موجبات نارضايى او ؛ يعنى در آنچه شايستهء خواستن است رغبت ورزد ، و از آنچه سزاوار دورى است بگريزد .
خداى تعالى مىفرمايد :
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى * وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى * وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى * وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى
« 3 » ؛
هامش
( 1 ) . طور ( 52 ) آيات 25 - 28 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 60 و 61 .
( 3 ) . ليل ( 92 ) آيات 5 - 11 .