حركت در صراط مستقيم
و سلك اقصد المسالك إلى النّهج المطلوب ؛ و براى رسيدن به حقّ در راستترين راهها قدم نهاده . قصد : عدل و ميانهروى . نهج : راه آشكار .
و لم تفتله فاتلات الغرور ؛ و موجبات غرور دنيا او را ( از راه ) برنگردانده است .
در صحاح گويد : فتل وجهه عنهم ؛ از ايشان روى گردانيد ، ضد لفت ؛ روى آورد و توجّه نمود .
خداى تعالى مىفرمايد :
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ * يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلى وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ
« 1 » ؛
و آن روز مردان و زنان منافق به اهل ايمان گويند : مشتابيد و به ما فرصتى دهيد تا ما هم از نور شما روشنايى برگيريم ، در پاسخ به آنها گويند : واپس گرديد و از آنجا نورى مانند ما طلبيد . در اين گفتوگو باشند كه بين آن دوزخيان با اهل بهشت حصارى حايل گردد و بر آن حصار درى باشد كه باطن و درون آن در ( بهشت ) رحمت است و از جانب ظاهر عذاب ( جهنم ) خواهد بود . باز منافقان ندا كنند كه ، آخر ماهم با شما بوديم . آنها جواب دهند : آرى ، راست مىگوييد ؛ ليكن شما ( به نفاق با خدا ) خود را چنين به فتنه و هلاكت افكنيد و در دنيا انتظار ( هلاكت مؤمنان ) داشتيد و در كار دين به شك و ريب بوديد و آرزوهاى دنيا فريبتان داد تا وقتىكه امر خدا فرا رسيد و شيطان فريبنده ، شما را تا دم مرگ از خدا غافل و مغرور گردانيد .
و لم تعم عليه مشتبهات الامور ؛ و امور مشتبه بر او پوشيده نيست . صحاح گويد :
عمي عليه الأمر ؛ يعنى كار بر او مشتبه گرديد ، و به همين معنى است آيهء شريفهء
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْباءُ يَوْمَئِذٍ . .
. « 2 » .
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 13 و 14 .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 66 .