نداشته باشد ، چه رسد به اينكه كسى از آن حميم بنوشد . و اگر يك حلقه از زنجيرهاى آتش دوزخ بر كوهى گذاشته شود كوه گداخته گردد آنگونه كه سرب ذوب شود ، چه رسد به اينكه كسى در ميان آن رود و زيادىاش بر دوش او افتد . « 1 »
ابو سعيد خدرى - مرفوعا - از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : اگر با يك پتك از پتكهاى آهنينى كه براى دوزخيان مهياست بر كوههاى دنيا زده شود همه غبار گردند . . . « 2 »
و در دعاى كميل آمده : « و هذا ما لا تقوم له السّموات و الأرض فكيف بي و أنا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين ؛ بار خدايا ! اين عذابى است كه آسمانها و زمين تاب تحمّل آن را نداشته ، چه رسد به حال من كه بنده توأم و ضعيف و خوار و پست و گدا و بس نيازمند » .
عقاب قاتل حسين عليه السّلام
در عقاب الأعمال از عيص بن عاصم نقل كرده كه گويد : نزد امام صادق عليه السّلام از كيفر و عقاب قاتل حسين عليه السّلام سخن بهميان آمد . يكى از ياران آن حضرت عليه السّلام اظهار داشت :
دوست داشتم خدا در همين دنيا از او انتقام مىگرفت ، امام صادق عليه السّلام به او فرمودند :
گويا تو عذاب و كيفر خدا را ( در آخرت ) دستكم گرفتهاى ! با اينكه عذابى كه نزد خدا براى آنان است به مراتب سختتر و دردناكترست . « 3 »
پرهيز از تلوّن در دين خدا
فإيّاكم و التّلوّن في دين اللّه ؛ بپرهيزيد از رنگ به رنگ شدن در دين خدا . در صحاح گويد : فلان متلوّن ؛ يعنى فلان بر يك حال ثابت قدم و استوار نيست .
جاحظ در كتاب سفيانيه آورده : پس از آنكه عمر زبير را يك تن از شش نفر
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 10 ، ص 35 .
( 2 ) . همان ، ص 36 .
( 3 ) . ص 483 .