اصول كافى « 1 » از عبد الأعلى ، مولا آل سام ، نقل كرده كه گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود :
كسىكه به ديگرى ستم كند ، خداوند ظالمى را بر او يا فرزند و يا نوهاش مسلّط گرداند ؛ زيرا خداى تعالى مىفرمايد :
وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً
« 2 » ؛ و بايد بندگان از مكافات عمل خود بترسند ، كسانىكه مىترسند كودكان ناتوان از آنها باقى ماند و زيردست مردم شوند پس بايد از خدا بترسند و سخن به اصلاح و درستى گويند .
و نيز از آن حضرت عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : خداوند بر يكى از پيامبران ، كه در مملكت پادشاه ستمگرى مىزيست ، وحى نمود كه نزد پادشاه برو و به او بگو : من به تو مكنت و قدرت ندادم تا خون مردم را بريزى و اموالشان را بگيرى ، بلكه تا نواى ستمديدگان را از من بازدارى ( به فرياد آنان برسى ) و البته كه من داد آن مظلومان را از ظالمان خواهم ستاند ، هرچند كافر باشند . « 3 »
القصاص هناك شديد ؛ قصاص درمورد آن سخت مىباشد .
كافى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : هركس از قصاص بترسد بر مردم ستم نمىكند . « 4 »
ليس هو جرحا بالمدى ؛ كه نه از نوع زخم زدن با كارد است . در صحاح آورده :
مديه - به ضم ميم - يعنى كارد ، و گاهى هم به كسر ميم تلفظ مىشود . و جمع آن مديات و مدى .
و لا ضربا بالسّياط ؛ و نه زدن با تازيانه . در صحاح گويد : سوط ، يعنى تازيانه ، و جمع آن أسواط و سياط .
مكافات عمل
در وزراء جهشيارى آمده : يزيد بن عبد الملك حكم ولايت عراق را به
هامش
( 1 ) . همان ، ص 26 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 9 .
( 3 ) . ج 4 ، ص 27 .
( 4 ) . ص 30 ، ح 23 .