ننمودهاى به عيب ديگران نپرداز ؛ دوم اينكه تا زمانى كه خزاين مرا تمام شده نيافتهاى غم روزىات را نخور ؛ سوم آنكه ، تا وقتى كه زوال ملك و سلطنت مرا نديدهاى به احدى غير من اميد نداشته باش ؛ و چهارم اينكه ، تا زمانى كه شيطان را مرده نديدهاى از مكر و نيرنگ او ايمن مباش . « 1 »
و طوبى لمن لزم بيتة و أكل قوته ؛ خوشا به حال كسىكه در خانهء خود بنشيند و روزى خود را بخورد .
« حد » آورده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده : « بهراستى خدا دوست دارد انسان پرهيزكار پاكدامن بىريا را . » « 2 »
و اشتغل بطاعة ربّه ، و بكى على خطيئته ؛ و به طاعت پروردگارش مشغول باشد و بر گناه خويش بگريد .
« حد » آورده : بعضى را گفتند : چه چيز تو را به تنهايىات صبور نموده است ؟ گفت :
تنها نيستم ، همنشين پروردگار خود مىباشم ، هرگاه بخواهم او با من سخن بگويد قرآن مىخوانم ، و هرگاه بخواهم من با او نجوا كنم نماز مىخوانم . « 3 »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به عبد اللّه بن عامر جهنى ، هنگامى كه از آن بزرگوار خواسته بود او را به راه نجات و رستگارى دلالت نمايد ، فرمود : « يسعك بيتك و امسك عليك دينك ، و ابك على خطيئتك ؛ « 4 » از شرّ فتنهها به خانهات پناه بر و دينت را نگه دار ، و بر لغزشهاى خود اشك ريز » .
به حسن بصرى گفتند : در اينجا مردى هست كه همواره تك و تنها در پشت ستونى نشسته است ، حسن گفت : هرگاه او را ديديد به من خبر دهيد . يك روز كه او را ديدند به حسن اطلاع دادند ، حسن به نزد او رفته به وى گفت : چهچيز تو را از معاشرت و مجالست با مردم بازداشته است ؟ گفت : مهمّى مرا به خود مشغول داشته است . به وى گفت : چرا به نزد حسن نمىروى و با او همنشين نمىشوى ؟ پاسخ داد : آن مهم مرا
هامش
( 1 ) . خصال ، ج 1 ، ص 103 و بحار الأنوار ، ج 13 ، ص 344 .
( 2 و 3 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 10 ، ص 42 .
( 4 ) . همان ، ص 37 .