معناى غير حقيقى با جواز ارادهء حقيقى .
مؤلف : ولى اين اعتراض وارد نيست ؛ زيرا تقابل كنايه و حقيقت از واضحات است ؛ چه آنكه ارادهء معناى حقيقى بهمعناى عدم اراده معناى كنايى است ، بنابراين تقابل آن دو از قبيل تقابل وجود و عدم است .
في موقف ضنك المقام ؛ در موقفى تنگ ( رستاخيز ) . ضنك ، يعنى ضيق . بعضى گفتهاند : علت تنگنايى موقف حساب ، كثرت جمعيت و ازدحام مردم است .
خداى تعالى مىفرمايد :
قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ؛
« 1 »
اى رسول ! بگو : البته تمام خلق اولين و آخرين زنده مىشوند و همه در وعدهگاه روز معين محشر جمع مىگردند .
و امور مشتبهة عظام ؛ و سختىهايى همانند . مقصود امور سخت و دشوارى است كه در سختى و فظاعت شبيه يكديگرند .
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَ خَسَفَ الْقَمَرُ * وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ * يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ * كَلَّا لا وَزَرَ * إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ * يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ ؛
« 2 »
( بگو : ) روزى كه چشمهاى خلقان از وحشت و هول خيره بماند ، و ماه تاريك شود ، و ميان خورشيد و ماه جمع گردد ، و در آنروز انسان گويد : كجا مفرّ و پناهى خواهد بود ؟ هرگز مفرّى نيست ، آنروز جز درگاه خدا آرامگاهى هيچ نيست . آنروز آدمى به هرنيك و بدى كه در مقدم و مؤخّر عمر كرده از نتيجهء همه آگاه خواهد شد .
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ * وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً * فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ ؛
« 3 »
به ياد آر چون در صور ( اسرافيل ) يكبار بدمند و زمين و كوهها را برگيرند ، يك مرتبه همه را خرد و متلاشى سازند ، آنگاه روز موعود آن واقعهء بزرگ قيامت واقع گردد ، و بناى مستحكم آسمان آن روز سست شود و سخت درهم شكافد .
هامش
( 1 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 49 و 50 .
( 2 ) . قيامت ( 75 ) آيات 7 - 14 .
( 3 ) . حاقه ( 69 ) آيات 13 - 16 .