است . در خواب ديدم ابرى برق زد ، سپس غرّيد ، و آنگاه صاعقه زد و پس از آن آتش شد . و بر هر چيز از زمين كه مىرسيد آن را مىسوزانيد . پس ديرى نپاييد كه سيلى سخت پديد آمد .
و آورده : طريفه به هنگام احتضار آب دهان در دهان سطيح انداخت و كهانتش ( پيشگويىاش ) به او منتقل گشت . و قبر طريفه در ابتداى گردنهء جُحفه است . « 1 »
31 - نجات يافتگان از غرق
تاريخ بغداد : مرد صالحى در خواب ديد : مثل اين كه قايقى كه بيست نفر قاضى در آن بود ، ميان دو پل غرق شد . همه سرنشينان جان باختند به جز سه نفر كه با اندك ساترى نجات يافتند : قاسم بن معن ، شريك و حفص بن غياث . « 2 »
32 - اهمّيّت قضاوت
فروع كافى : مردى در بنى اسرائيل قضاوت به حق مىنمود . وى به هنگام احتضار به همسرش گفت : آنگاه كه مُردم مرا غسل ده ، كفن كن و روى تخت بگذار و صورتم را بپوشان كه چيز بدى نخواهى ديد .
چون از دنيا رفت ، زنش سفارش او را انجام داده . پس از زمانى خواست او را ببيند . صورتش را باز نموده ، ناگهان ديد كِرمى بينى او را مىخورد ، زن ترسيد .
شب شوهرش را در خواب ديد كه به او گفت : آيا از ديدن آن كِرم ترسيدى ؟
زن گفت : آرى .
قاضى گفت : آن كِرم پديد نيامد مگر به خاطر برادر تو فلانى ، كه يك روز همراه با خصم خود پيش من آمد و چون نشستند ، من به درگاه خدا عرضه داشتم : خدايا !
هامش
( 1 ) - الملاحم والفتن : 354 .
( 2 ) - تاريخ بغداد : 8 / 189