من به يارى خدا تمام آنچه را كه گفتى مانند خاكسترى خواهم نمود كه در روز تندباد شديد همه بر باد فنا رود :
امّا اوّل : همانا خداوند از عدد خبر داده به اين كه او ( ابوبكر ) نفر دوّم بوده است ، و صرف بيان عدد هيچگونه فضيلتى را اثبات نمىكند ؛ زيرا بالبديهه مىدانيم كه مؤمنى با مؤمن ديگر و يا مؤمنى با كافرى مىشوند دو نفر . و من هيچ مزيت و خصوصيّتى براى ذكر عدد نمىبينم كه بر آن تكيه كنى .
و امّا دوّم : مجرد اجتماع در يك محل گوياى هيچگونه فضيلتى نيست ؛ زيرا مكان ، مؤمن و كافر را در خود گرد مىآورد ، همچنان كه مىبينيم مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از غار هم اشرف است مؤمنان و منافقان و كافران را در خود جمع نموده كه خداى تعالى مىفرمايد :
« فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ » ؛
« 1 » « اى رسول ! چه شده است كافران را كه ( با تمسخر ) به جانبت مىشتابند و از راست و چپ باز پراكنده مىشوند » . و نيز كشتى نوح ، پيامبر و شيطان و حيوان را در يك جا جمع نموده است .
و امّا سوّم : آن هم گوياى فضيلتى نيست ؛ زيرا لفظ صاحب ( همراه ) در مورد اجتماع مؤمن با كافر هم استعمال مىشود ، چنانچه در قول خداى تعالى آمده :
« قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا » ؛
« 2 » « رفيق در مقام گفتگو و اندرز به دو گفت : آيا به خدايى كه نخست از خاك و بعد از نطفه تو را آفريد و آن گاه مردى كامل ساخت ، كافر شدى ؟ » . و گاه هم لفظ ( صاحب ) در مورد اجتماع انسان با حيوان بهكار مىرود ، چنانچه شاعر گفته :
إن الحمار مع الحمير مطية * فإذا خلوت به فبئس ( الصاحب )
هامش
( 1 ) - معارج : 37 - 36 .
( 2 ) - كهف : 37 .