مردم را شكافته وارد حلقه شدم ، ناگهان مردى را ديدم كه سخن مىگفت ، سخنانى نامفهوم و بى حاصل ، كلامش را قطع كرده به او گفتم : به من بگو آيهء :
« ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ » ؛
« 1 » « آنگاه كه يكى از آن دو تن كه در غار بودند . . . » چگونه بر فضيلت يار تو ابوبكر دلالت دارد ؟
پاسخ داد : در شش جهت .
اوّل اينكه : خداوند از رسول صلى الله عليه و آله ياد كرده است و ابوبكر را به عنوان نفر دوّم او قرار داده كه فرموده :
« ثانِيَ اثْنَيْنِ » .
دوّم اينكه : آنان را به اجتماع در يك محل و الفت داشتن با هم وصف نموده كه فرموده :
« إِذْ هُما فِي الْغارِ » .
سوّم اينكه : ابوبكر را به عنوان صاحب رسول خدا صلى الله عليه و آله معرّفى نموده كه فرموده :
« إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ » .
چهارم اينكه : از دلسوزى و شفقت رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت به ابوبكر خبر داده كه فرموده :
« لا تَحْزَنْ » .
پنجم اينكه : به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داده كه خداوند همراه هر دو ايشان بوده و ناصر و مدافع هر دو مىباشد ، كه فرموده :
« إِنَّ اللَّهَ مَعَنا » .
ششم اينكه : از نزول سكينه و آرامش بر ابوبكر خبر داده ؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله خود در هر حال واجد سكينه بوده است . كه فرموده :
« فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ » .
اين شش جهت دال بر فضيلت ابوبكر بوده ، هيچ كس را ياراى خدشه نمودن و اشكال بر آنها نيست ، نه تو و نه ديگرى .
مفيد گويد : به او گفتم گفتارت را در احتجاج براى همنشينت زينت دادى ، ولى
هامش
( 1 ) - توبه : 39