معاوية بن خديج به محمّد گفت : مىدانى با تو چه مىكنم ، تو را در شكم الاغى داخل نموده آن را با تو آتش مىزنم .
محمّد گفت : اگر چنين كنى از دير باز با دوستان خدا اينگونه رفتار كردهاند . من اميدوارم خداوند اين آتش را بر من سرد و سلامت كند آنگونه كه بر دوست خود ابراهيم نمود ، و براى تو و دوستانت آنگونه كند كه براى نمرود و يارانش كرد . خدا تو را و آن كس را كه قبلًا از او ياد كردى ( يعنى عثمان را ؛ زيرا پيش از آن محمّد از معاويه آب خواسته بود و معاويه به او گفته بود : هر كه تو را آب دهد خدا يك قطره آب به او ندهد ، شما نگذاشتيد عثمان آب بنوشد تا او را كشتيد ) و پيشواى تو معاويه را ، و اين را ( و به عمرو بن عاص اشاره كرد ) به آتشى بسوزاند كه بر شما زبانه كشد و هرگاه فروكش كند ، خدا شعلهاش را سختتر گرداند .
معاوية بن خديج گفت : من تو را به قصاص عثمان مىكشم .
محمّد گفت : تو را با عثمان چه كار ؟ عثمان ستم كرد و حكم قرآن را ترك نمود و خداوند فرموده :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » ؛
« 1 » « و هر كس كه بر خلاف حكم خدا حكم كند چنين كسى از ظالمان خواهد بود » ، ما به او اعتراض كرديم و او را كشتيم . تو و امثال تو او را تحسين گفتيد خداوند ما را از گناه او بَرى كرده ، ولى تو در گناه او شريك بودهاى و خداوند تو را همانند او مىگرداند .
در اين موقع معاوية بن خديج خشمگين شد و او را پيش آورد و كشت . و آنگاه او را در مردار الاغى كرد و به آتش سوزاند . « 2 »
11 - خواب كليب جرمى
تاريخ طبرى : كليب جرمى مىگويد : در خواب ديدم كه مردى زمام امور مردم را
هامش
( 1 ) - مائده : 45 .
( 2 ) - تاريخ طبرى : 4 / 79