گفت : نه .
گفتم : به سبب چنين و چنان .
گفت : نه .
گفتم : پس به چه علت ؟
گفت : بدان جهت كه روزى ازكوچهاى ازكوچههاى بغدادمىگذشتى ، گربهاى را ديدى كه از شدّت سرما در كنار ديوارى مىخزد ، او را در ميان پوستين خود كه بر تن داشتى جا دادى . پس به سبب اين دلسوزى و ترحّم تو ، خداوند بر تو ترحّم كرد . « 1 »
4 - حسابى دقيق
انوار النعمانيّه سيّد جزايرى : در تواريخ آمده : مرد فقيرى از دنيا در گذشت ، اوّل صبح جنازهاش را برداشتند تا شب از دفن او فارغ نشدند به علت ازدحام شركت كنندگان در تشييع او .
پس ازچندى وى را درخواب ديدند ، به اوگفتند : خداوند با توچگونه رفتاركرد ؟
گفت : مرا بخشيد ، ولى با من حساب سختى نمود ، از جمله اين كه يك روز كه روزه بودم و بر درِ مغازه دوستم كه گندم مىفروخت نشسته بودم ، موقع افطار فرا رسيد ، بدون توجّه دانهء گندمى برداشته آن را با دندان دو نصف نمودم . ناگهان يادم آمد كه مال ديگرى است ، آن را در جايش افكندم . دربارهء آن نيز با من حساب كرد و به مقدار نقص قيمت آن از حسناتم كم كرد . « 2 »
مؤلّف : اين تصديق آيهء قرآن است :
« وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ » ؛
« 3 » « هركس به قدر دانهء خردلى كار بد انجام دهد ، ( كيفر ) آن را مىبيند » .
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 2 / 50 .
( 2 ) - الأنوار النعمانيه : 4 / 265 .
( 3 ) - زالزال : 7