در دست دارى كه آن را سپر قرار دادهاى و هيچ تيرى به تو اصابت نمىكند .
در اين موقع بيدار شدم . اكنون كه داستان گردهء نان را برايم گفتى خدا را گواه مىگيرم كه هر ناراحتى كه از تو در دل داشتم بر تو بخشيدم ، و نيّتم را دربارهء تو پاك و خالص نمودم . اينك آسوده خاطر زندگى كن و راحت باش .
ابن بسطام خود را بر روى دست و پاى او انداخت و بر آنها بوسه زد . « 1 »
2 - فقط ذكر خدا
دعوات راوندى : علىّبن نصرجهضمى مىگويد : خليل رادرخواب ديدم ، با خود گفتم : خردمندتر از او كسى سراغ ندارم . به او گفتم : خداوند با تو چگونه رفتار كرد ؟
گفت : ديدم تمام كارهايى كه انجام مىدادم همه بى فايده بود و هيچ چيز را برتر از ذكر « سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلاالله و الله أكبر ، و لا حول و لا قوة إلابالله العلى العظيم » نيافتم . « 2 »
3 - ترحّم كردى بر تو ترحّم نمودند
تاريخ ابن عساكر : دوست يكى از صالحان ، وى را پس از مرگش در خواب ديد به او گفت : خداوند با تو چه كرد ؟
گفت : مرا در برابر خود نگه داشت و گفت : فلانى ! آيا مىدانى تو را به چه سبب آمرزيدم ؟
گفتم : به سبب كارهاى نيكم .
گفت : نه .
گفتم : به سبب اخلاصم .
هامش
( 1 ) - الوزراء : 74 - 73 .
( 2 ) - دعوات راوندى : 86