هر دفعه همه مىافتادند و تنها همان افراد معدود باقى مىماندند . آگاه باشيد كه ميسّر بن عبدالعزيز و عبداللَّه بن عجلان در گروه باقى مانده بودند .
آن حضرت عليه السلام پس از اين خواب ، تنها حدود دو سال زنده بود ، كه به دار بقا ارتحال نمود . « 1 »
شيخ كلينى در روضهء كافى همين روايت را نقل كرده و لكن به جاى « ميسّر ابن . . . » ، « قيس بن عبداللَّه بن عجلان » آورده . و به جاى « دو سال . . . » ، « پنج سال » . « 2 »
همچنين كشّى به اسناد ديگرى از ميسّر بن عبدالعزيز آن را از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه گويد : آن حضرت عليه السلام به من فرمود : در خواب ديدم مثل اينكه بالاى كوهى هستم و مردم بالاى كوه مىروند و هنگامى كه عدهء آنان زياد مىشد كوه آنها را بالا مىبرد و پراكنده شده و پائين مىافتادند و جز افراد كمى با من باقى نمىماند ، كه تو از جمله آنان بودى و دوست سرخ پوست تو - يعنى : عبداللَّه بن عجلان - . « 2 »
مؤلّف : ظاهراً اصل جريان يكى است و منشأ اختلاف در سند و متن ، وقوع تحريف است .
3 - تعبير صحيح
تعبير رؤياى كلينى : مردى نزد امام محمّدباقر عليه السلام آمد و گفت : يابن رسولاللَّه ! تصميم گرفتهام همسرم را طلاق دهم ؛ زيرا در خواب ديدم گويا دو قوچ بر رحم او به هم شاخ مىزنند .
هامش
( 1 ) - رجال كشى : 317 / ح 444 .
( 2 ) - كافى : 8 / 182 / ح 206
( 2 ) - رجال كشى : 316 / 443