در دستم بول مىكنم .
آن حضرت عليه السلام به او فرمود : همسر تو از محارم تو مىباشد . و چون تحقيق كرد معلوم شد بين او و همسرش رضاع ( هم شير بودن ) هست . « 1 »
5 - معناى جُنَهِىّ
فائق زمخشرى : فرزدق شاعر در مدح امام سجّاد عليه السلام چنين سرود :
فى كفه جنهى ، ريحه عبق * من كف أروع ، فى عرنينه شمم
« در دست او خيزرانى است كه بوى خوش آن از دست زيبايى به مشام مىرسد ، در بينى او بلندى و برآمدگى موزونى است » .
ابن قتيبه مىگويد : جُنَهِىّ ، به معناى خيزران است . و من اين معنى را از اينجا دانستم كه وقتى يكى از دانشمندان غريب الحديث ، معناى جُنَهىّ را از من پرسيد و من آن را ندانستم .
شب در خواب ديدم كسى نزد من آمد و گفت : چرا معناى جُنَهىّ را نگفتى ؟
گفتم : نمىدانستم .
گفت : به معناى خيزران است .
گفتم : شاهد بياور .
گفت : « هدية طريفة فى طبق جنهية ؛ هديهاى نو در ميان طبقى چوبى » .
از خواب بيدار شدم و بسيار در شگفت بودم ، ديرى نپاييد اين شعر را شنيدم : « فى كفه جنهى . . . » و مىدانستم كه معنايش اين است : « در دست او خيزرانى است » . « 2 »
هامش
( 1 ) - ربيع الأبرار : 5 / 295 .
( 2 ) - الفائق : 1 / 219