6 - مبارك باد
امالى : ابو حمزهء ثمالى مىگويد : پس از انجام مناسك حج ، در مدينه به محضر حضرت علىّ بن الحسين عليهما السلام شرفياب شدم . آن حضرت عليه السلام به من فرمود : آيا براى تو نگويم خوابى را كه ديدهام ؟ !
خواب ديدم : گويا مرا به بهشت بردهاند و برايم حوريه آوردهاند كه نيكوتر از او نديده بودم . در حالى كه به تخت تكيه زده بودم ناگهان شنيدم كسى به من گفت :
مبارك باد بر تو زيد .
ابوحمزه مىگويد : سال آينده به حجّ مشرّف شدم و آنگاه به محضر آن حضرت عليه السلام بار يافتم ، ديدم آن حضرت عليه السلام زيد را روى دست مبارك دارد و فرمود :
« هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا » ؛
« 1 » « اين تعبير خواب من است كه پيش از اين ديده بودم ، حقّا كه پروردگارم آن را راست گرداند » . « 2 »
هامش
( 1 ) - يوسف : 100 .
( 2 ) - امالى صدوق : 415 / ح 545