گفتم : بنى أحمد ! يا بنى أحمد !
آن حضرت عليه السلام فرمود : بگو .
بنى أحمد يا بنى أحمد * بكت لكم عمد المسجد
بيثرب و اهتز قبر النبى * أبى القاسم السيد الأصيد
و أظلمت الافق افق البلاد * و ذر على الأرض كالإثمد « 1 »
« اى فرزندان احمد ! اى فرزندان احمد ! ستونهاى مسجد در مدينه بر شما گريست .
قبر پيغمبر ، ابوالقاسم آن سرور مهتر لرزيد .
وافق شهرها ظلمانى گشت و گرد سياه مانند سرمه بر زمين بيفشاند » . . .
اين اشعار را سه بار برايم تكرار نمود تا اينكه از خواب بيدار شدم در حالى كه آنها را حفظ داشتم .
7 - هجرت حسين عليه السلام دستور الهى
تاريخ طبرى : حضرت علىّ بن الحسين عليهما السلام مىفرمايد : هنگامى كه از مكّه بيرون شديم ، عبداللَّه بن جعفر نامهاى براى پدرم نوشت ، و آن را به وسيله دو فرزندش عون و محمّد فرستاد .
متن نامه چنين بود :
« من بر تو از اين سفر بيم مرگ دارم . و اگر تو كشته شوى نور زمين خاموش مىشود . اينك در حركت شتاب مكن . و من از پى نامه به خدمت مىرسم » .
و آنگاه پيش عمرو بن سعيد فرماندار مكّه رفت و به او گفت : براى حسين امان نامه بنويس ، و از او بخواه به مكّه باز گردد .
هامش
( 1 ) - يتيمة الدهر : 1 / 490