تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مهدى به او گفت : شنيده‌ام كه تو فاطمى هستى . شريك گفت : پناه مىدهم تو را به خدا اگر غير فاطمى باشى ، مگر اين كه مقصودت فاطمه دختر كسرى باشد . مهدى گفت : نه ، بلكه مقصودم فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله است . شريك گفت : آيا او را لعن مىكنى ؟ مهدى گفت : نه ، پناه مىبرم به خدا . شريك : پس دربارهء كسى كه او را لعن كند چه مىگويى ؟ مهدى : لعنت خدا بر او باد . شريك : پس اين مرد - يعنى ربيع - را لعن كن . ربيع گفت : به خدا سوگند ! من فاطمه را لعن نمىكنم . شريك به ربيع گفت : اى بى حيا ! پس چرا نام سرور زنان عالم را در مجلس مردان مىبرى ؟ ! مهدى گفت : پس تعبير آن خواب من چيست ؟ شريك گفت : خواب تو كه خواب يوسف عليه السلام نيست و خون مردم با ديدن خوابهاى رنگارنگ مباح نمىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - عقدالفريد : 4 / 123 - 122