حسين عليه السلام ايستاده و مىگريد و به او فرمود اين اشعار را بخواند :
أيها العينان فيضا * و استهلا لا تغيضا
و ابكيا بالطف ميتا * ترك الصدر رضيضا
لم امرضه قتيلا * لا و لا كان مريضا « 1 »
« اى دو چشم اشك ريزيد و سرشك بباريد و خشك نشويد .
و بگرييد كشتهء طفّ را كه سينهاش كوبيده شد .
كشتهاى كه من پرستارى او نكردم و بيمار هم نبود » .
3 - ارزش و مقام دوستدار اهل بيت عليهم السلام
رياض افندى به نقل از درّ النضيد : عزّ الدين تغلبى مىگويد :
علىّ بن زرزور سوراوى و محمّد بن قارون نسبت به سرودههاى ابو عبداللَّه حسين بن حجّاج به ديدهء حقارت مىنگريستند ، به علت سخافتى كه در پارهاى از اشعار او بود . تا اين كه محمّد بن قارون به زيارت امام حسين عليه السلام رفت . در خواب ديد گويا در حرم ابا عبداللَّه عليه السلام است و فاطمهء زهرا عليها السلام بر دَرِ حرم نشسته و به ديوارِ در - سمت چپ وارد شونده - تكيه زده است و ائمّه عليهم السلام تا امام صادق عليه السلام در پيشروى آن بانوى بزرگوار در زاويهاى - كه بين ضريح حسين عليه السلام و ضريح فرزندش واقع است - نشستهاند . و با هم صحبت مىكردند . و ما متوجّه كلامشان نمىشديم .
و على بن زرزور در كنار قبر حسين عليه السلام با اندك فاصلهاى از ايشان نشسته است و سر بر زانو گرفته از مشاهدهء آن بزرگواران عليهم السلام خرسند و شادمان بود .
در اين اثنا ، محمّد بن قارون متوجّه گرديد كه ابوعبداللَّه حسين بن حجّاج در
هامش
( 1 ) - مناقب ابن شهرآشوب : 3 / 22